شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٧ - نحوه تعقّل طرفين اضافه در تلازم وجودى
اضافه را با هم مى سنجيم، مى بينيم آن دو به گونه اى هستند كه ماهيّتاً از هم جدا نمى شوند.
مثلا وقتى «ابوّت» (پدرى) را با «بنوّت» (فرزندى) مقايسه مى كنيم مى بينيم مفهوم «ابوّت» به گونه اى است كه هرگز بدون مفهوم «بنوّت» در ذهن تحقق نمى يابد.
هر گاه بخواهيم مفهوم «پدر» را در ذهن تصوّر كنيم، به ناچار بايد در ذهن خود مفهوم «پسر» را نيز تصوّر كنيم. زيرا، پدر كسى است كه فرزند دارد و بالعكس.
به هر حال، چون مشهور فلاسفه، اضافات را از قبيل اعراض مى دانند و براى اعراضْ ماهيت حقيقى قائل اند؛ از اين رو، مى گويند ماهيت اين اضافه با ماهيّت آن، متلازمند.
نظريه مختار در باب اضافه
امّا، بر اساس مختار ما كه اضافه را در شمار معقولات ثانيه فلسفى قرار مى دهيم، ملازمه بين دو اضافه را، ملازمه بين دو مفهوم ـ نه دو ماهيت ـ مى دانيم.
البته، اين اختلاف، مبنايى است. هركسى طبق مبناى خودش مى تواند نوعى تلازم را بين اضافات برگزيند. به هر حال، در هر اضافه اى، ماهيت يا مفهومِ يك طرف اضافه، بدون ماهيّت يا مفهوم طرف ديگر، تعقّل نمى شود. تعقّل يكى از آن دو، بدون ديگرى محال است. اين نوع تلازم، مختصّ موردى است كه تضايف، وجود داشته باشد. بى شك به تَبَعِ اين تلازمى كه در ميان مفاهيم يا ماهيّات وجود دارد، تلازمى هم در خارج پديد مى آيد. امّا، تلازم خارجى، بالعَرَض است. اصالتاً اين نوع تلازم، از آنِ ماهيّات و مفاهيم است.
نحوه تعقّل طرفين اضافه در تلازم وجودى
در تلازمى كه در وجود برقرار مى شود، مى توان ماهيّت يا مفهوم هر يك از طرفين اضافه را به طور جداگانه تعقّل نمود، بدون آنكه نيازى به تعقّل طرف ديگر