شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١٠ - بررسى ادلّه كسانى كه « دو» را عدد نمى دانند
عددهاى فرد نمى گيريد؛ «دو» (٢) را هم نبايد جزء عددهاى زوج بگيريد. بايد بگوييد: «دو»، مبدأ اعداد زوج است.
نقد و بررسى وجه نخست: قياس شما قياسِ مع الفارق است. زيرا، ما كه «واحد» را به عنوان عدد نمى شناسيم، نه از آن رو است كه مبدأ اعداد است. يعنى عدد «دو» و عدد «سه» از آن پديد مى آيد؛ و خود، در اعداد ديگر تكرار مى شود. بلكه از آن جهت است كه «واحد» خودش كثرت ندارد. و لذا، آنرا عدد نمى دانيم. امّا، «دو» داراى كثرت است. و چون داراى كثرت است، عدد شمرده مى شود. صِرف اينكه عدد «دو» مبدأِ اعداد زوج است، دليل آن نيست كه بايد همانند مبدأ اعداد فرد، جزء اعداد شمرده نشود. بنابراين، آنچه مستدلّ گفته است، دليلِ درستى نيست، تنها يك تشبيه و تمثيلى است كه هيچ حجيّتى ندارد.
وجه دوّم: اين است كه مى گويند: عدد، مجموع وَحَدات است. و وَحَدات، جمع است. و اقلّ جمع، سه (٣) تا است. پس، بايد سه تا واحد، وجود داشته باشد تا از آنها وَحَدات، پديد آيد. و از مجموعِ وحدات، عدد، تشكيل شود.
نقد و بررسى وجه دوّم: اين وجه هم وجه ضعيفى است. زيرا، مستدل براى اثبات مدّعاى خويش، به استدلال ادبى و نحوى روى آورده است. در حالى كه براى اثبات يك مسئله فلسفى نمى توان اينچنين استدلال نمود. جمعى كه در اعداد، معتبر است، جمع منطقى و فلسفى است كه در معقول بكار مى رود و اقلّ آن، «دو» است. (يعنى غير از يك)
امّا، آنچه در نحو گفتهاند اقّل جمع، سه (٣) است، مطلبى است كه به علوم قراردادى و اعتبارى مربوط مى شود. اين مطلب، به مسائل فلسفى مربوط نيست.
به هر حال، اگر در فلسفه سخن از اقلّ جمع به ميان آيد، همان «دو» تا است. يعنى همان كه بيشتر از «يك» باشد؛ و چيزى كه بيشتر از «يك» باشد، مجموعه اى از وَحَدات است. و مجموعه، ممكن است داراى دو عضو باشد، چنانكه ممكن است بيشتر از دو عضو داشته باشد.
وجه سوّم: گفتهاند: اگر بگوييم «دو»، عدد است؛ از دو حال خارج نيست:
الف ـ يا بايد بگوييم عدد اوّل است؛