شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٤ - توضيح چند اصطلاح
بحث، ضرورى است. گرچه، مصنف در ضمن بحث به آنها پرداخته است. لكن توجه به اين اصطلاحات و رابطه بين اين مفاهيم، خالى از فايده نيست.
كميّت، يك مفهوم روشنى است. تعريف آن، عبارت است از: «عرضى كه ذاتاً پذيراى قسمت است».
حيثيّتِ قسمت پذيرى را كميّت مى گويند و درباره آنْ ابهامى وجود ندارد. امّا، در مفهوم «مقدار» و در مفهوم «جسم»، كمى اشتراك در اسم وجود دارد. به همين جهت، مصنف به اينگونه مفاهيم اشاره كرده، رابطه ميان آنها را تبيين مى كند تا مقدّمه اى باشد براى روشن شدن اختلافى كه در اين زمينه وجود دارد.
اصطلاحات جسم: مصنف، سه اصطلاح براى جسم بيان مى كند:
١ـ يك اصطلاح آن همان اصطلاح معروف است كه منظور از جسم، «جسمِ طبيعى» است. و در فصل هاى گذشته بيان كرديم كه مركّب از مادّه و صورت است. هر گاه در طبيعيات يا در فلسفه الهى، از جسم بحث مى شود، معمولاً مراد همين جسم است كه به نظر مشائيان، جوهرى است كه از دو جوهر ديگر (مادّه و صورت) تركيب يافته است.
٢ـ در اصطلاح ديگر، اطلاق جسم فقط در مورد «صورت جسمانى» است. و چون شيئيتِ شىء به صورتِ آن است، و فعليّتى كه در اجسام است از آنِ صورت است از اين رو، به همان صورتى كه واقعيتش را جسم تشكيل مى دهد صورت جسميّه، گفته مى شود.
به صورت جسمانى در اين اصطلاح با تعابير ديگرى همچون: صورت مقداريه، صورت اتصاليه، اتصال جوهرى و ثِخَن جوهرى نيز اطلاق مى شود. همه اينها به يك معنا است. بنابراين، گاهى جسم به همين معنا به كار مى رود كه عبارت است از صورت جسمانى.
٣ـ اصطلاح ديگرى كه براى جسم، وجود دارد، «جسم تعليمى» است. وقتى در رياضيات جسم گفته مى شود نه صورت جسمانى مراد است و نه جوهر مركّب از هيولى و صورت، بلكه آنجا مراد از جسم، «حجم» است.
حجم، يكى از انواع كميتها است. كميّت به سه قسم تقسيم مى شود: جسم تعليمى، سطح و خط.