شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٧ - تأكيد بر نفى عليّت هيولى نسبت به صورت
الْهَيُولى. كَما أنَّ الْعِلَّةَ لا تُوْجَدُ إلاّ مَعَ الْمَعْلُوْلِ، لا أنَّ وُجُودَ الْعِلَّةِ هُوَ الْمَعْلُوْلُ أَوْ كَوْنُهُ مَعَ الْمَعْلُولِ؛ كَما أَنَّ الْعِلَّةَ إذا كانَتْ عِلَّةً بِالْفِعْلِ لَزِمَ عَنْها الْمَعْلُولُ وَ أنْ تَكُونَ مَعَها، كَذلِكَ الصُّورَةُ إذا كانَتْ صُورَةً مَوْجُودَةً يَلْزَمُ عَنْها أَنْ تُقَوِّمَ شَيْئ؛ ذلِكَ الشَىْءُ مُقارِنٌ لِذاتِها. فَكَأنَّ[١] ما يُقَوِّمُ شَيْئاً بِالْفِعْلِ، وَ يُفيدُهُ الْوُجُوْدَ،[٢] مِنْهُ ما يُفيدُهُ وَ هُوَ مُبايِنٌ، وَ مِنْهُ ما يُفيدُهُ و هُوَ مُلاق وَ إنْ لَمْ يَكُنْ جُزْءاً مِنْهُ، مِثْلُ الْجَوْهَرِ لِلاْعْراضِ الَّتي يَلْحَقُها أَوْ يَلْزَمُها، وَ الْمِزاجاتْ.
وَ بَيِّنٌ بهذا أنَّ كُلَّ صُوْرَة تُوْجَدُ في مادَّة مُجَسَّمَة، فَبِعِلَّة مّا تُوْجَد؛ أمّا الْحادِثَةُ فَذلِكَ ظاهرٌ فيها، وَ أمّا الْمُلازِمَةُ لِلْمادَّةِ فَلاِنَّ الْهَيُولَى الْجِسمانيّةِ إنَّما خُصِّصَتْ بِها لِعِلَّة. وَ سَنُبَيِّنُ هذا أظْهَر في مَواضِعَ أُخرى.
تأكيد بر نفى عليّت هيولى نسبت به صورت
از مباحث پيشين به دست مى آيد كه صورت، جز در هيولى پديد نمى آيد. خواه صورت عنصرى باشد و خواه صورت فلكى. امّا، اين بدان معنانيست كه علّت وجود صورت، هيولى است. ويا اينكه علّت وجود صورت، بودن در هيولى است! همچنانكه علّت نيز همواره با معلول يافت مى شود و با آن معيت دارد؛ امّا، اين بدان معنا نيست كه وجود علّت، همان معلول است. و يا اينكه وجود علّت، بودن آن با معلول است!
بى ترديد اگر علّت، تامه باشد؛ معلول، ملازم آن خواهد بود. ولى اين، بدان معنا نيست كه معلول مقوّم ذات علّت است. در مورد صورت نيز مطلب از همين قرار است. هر گاه صورتْ موجود شود، لازمه اش اين است كه چيز ديگرى همچون هيولى به واسطه آن قوام يابد. در اين فرض، آن شىء مقارن باصورت خواهد بود و از آن جدا نمى شود.
درباره صورت فلكى نيز كه اينك محل بحث است، بى ترديد بايد پذيرفت كه ملازم با هيولى است. زيرا، مقوّم هيولى است. و هيولى از آن جدا نمى شود؛ و با اين حال، هيولا، علّت براى صورت نيست.
[١] تعبيراتى از قبيل «كأنّ» و «كاف تشبيه» و امثال اينها كه در كلمات شيخ زياد به كار مى رود در واقع به جاى «انّ» به كار مى رود و منظور از استعمال آنها تشبيه نيست. [٢] اگر در عبارت فوق، واژه «قسمان» و يا «نوعان» را آورده بود، عبارت آسان تر مى نمود.