شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٦ - بحثى پيرامون اعراض
بحثى پيرامون اعراض
مصنف، درباره ماهيات اعراض مى گويد: ما در اول كتاب منطق بيان كرديم[١] كه آنها نيازمند تعريف نيستند. اكنون بايد ديد كه آيا آنها در خارج وجود دارند يا خير؟ همچنين آيا وجود آنها وجود عرضى است يا جوهرى؟
جناب شيخ درباره مقولات هفت گانه نسبى كه عبارتند از: اضافه، وضع، اين، متى، ان يفعل، ان ينفعل و جده، بحث مى كند؛ امّا، صريحاً اسمى از «جده» به ميان نمى آورد. زيرا، ايشان درباره جده تشكيكاتى دارند. از جمله اينكه آيا جده مى تواند يك ماهيّت مستقلى باشد يا نه؟ آيا از قبيل وضع است يا اينكه يك مفهوم اعتبارى است؟
به هر حال، درباره اينكه آيا جده يك مقوله مستقلى است يا نه؟ مصنف تشكيك مى كند و مى گويد: چون قوام مقولات نسبى به نسبت است، بى شك آنها از جمله نعوت واعراض مى باشند و وجودشان نيازمند موضوع است و از خود هيچگونه استقلالى ندارند.
تقريباً همه حكيمان، چه پيشينيان و چه متأخّران، بر اين توافق دارند كه مفاهيم نسبى، از جمله اعراض هستند. تنها سخنى كه در اينجا وجود دارد آن است كه برخى همچون شيخ اشراق، پس از شيخ گفته است آنچه به عنوان مقولات هفت گانه مطرح شده،در واقع انواع يك مقولهاند و آن مقوله عبارت است از نسبت! لكن، چنين سخنى هم به اصل مسئله يعنى عرض بودن آنها، ضررى وارد نمى كند.
بنابراين، هيچكس در عرض بودن مقولات نسبى تشكيك نكرده است. تشكيك فقط در تعداد آنها است كه يك مقوله باشد يا هفت مقوله.
البته، در اين باره نيز تشكيك شده است كه آيا قوام و وجود مقوله «ان يفعل» به فاعل است يا به مفعول (فعلى كه از فاعل صادر مى شود)؟ وجود اين عرض، قائم به ذات فاعل است يا قائم به ذات مفعول؟
[١] در اول كتاب منطق شفاء؛ بعد از مقدمه و مدخل، و بعد از ايساغوجى، در كتاب مقولات عشر (قاطيغورياس) تعريف هايى درباره جوهر و انواع اعراض بيان كرديم و ماهيات عرضى را يعنى اجناس عاليه ماهيات عرضى را كه نه تا مى باشند در آنجا برشمرديم: كم و كيف وهفت مقوله ديگر را در آنجا بيان كرديم و گفتيم كه آنها نيازمند تعريف نيستند.