شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١١ - سبب اختلاف اجسام
هر حركتى كه از خود بروز مى دهد يك حالت جديد محسوب مى شود كه بايد پيش از آن قوّه و استعداد آن در فلك وجود داشته باشد. و آن استعداد هم حاملى بخواهد. چنين امورى در اجرامِ فلكيه چندان روشن و واضح به نظر نمى رسد.
به هر حال، چنان نيست كه از نظر خودِ مصنف اين دو برهان اختصاص به اجسام عنصرى داشته باشد. بلكه خود ايشان به گونه اى برهانهاى مذكور را تقرير كرده است كه هم شامل اجسام عنصرى و هم شامل اجسام فلكى بشود. امّا اينكه آيا تقرير ايشان تمام است يا نه؟ و آيا اساساً اشكالى بر برهانها وارد است يا نه؟ سخن ديگرى است.
حاصل آنكه، بر اساس تقرير خودِ مصنف، هر دو برهان در همه اجسامْ جارى است و از اين جهت، فرقى ميان اجسام عنصرى و اجسام فلكى وجود ندارد. از اين رو، ارتباط مطلب پايانى اين فصل، با مطلب پيشين (يعنى اين مطلب كه جسميّتِ منظور ما، يك ماهيّت تامّ نوعى است و لوازمش در همه اجسام وجود دارد اعم از اجسام عنصرى و فلكى) چندان روشن نيست.
وَ بَيانُ هذا هُوَ أنَّ الْجسميةَ إذا خالَفَتْ جسميةَ الأخرى[١] فيكونُ لاَِجْلِ أَنَّ هذِه حارّةٌ و تِلْكَ بارِدَةٌ، أو هذِهِ لَها طَبيعَةٌ فَلَكيّةٌ وَ تِلْكَ لَها طَبيعةٌ أَرضِيَّةٌ. و ليسَ هذا كَالْمِقْدارِ الَّذي لَيْسَ هُوَ في نَفْسِهِ شَيْئاً مُحَصَّلا ما لَمْ يَتَنَوَّعْ بأنْ يكونَ خَطّاً أوْ سَطْحاً او جِسْماً، و كَالْعَدَدِ الَّذي لَيْسَ هُوَ شَيْئاً مُحَصَّلا ما لَمْ يَتَنَوَّعْ إثْنَيْنِ أوْ ثَلاثة أو اَرْبَعَة. ثُمَّ إذا تَحصَّلَ لايَكونُ تَحَصُّلُهُ بأنْ يَنْضافَ اِلَيْهِ شَئٌ مِنْ خارج، وَ تكونُ الطَّبيعةُ الْجِسْمِيّةُ كَالْمِقدارِيَّةِ اَوِ الْعَدَديةِ دُونَها طَبيعَةٌ قائمةٌ مُشارٌ اليها تَنْضافُ اِلَيْها طَبيعَةٌ اُخْرى فَتَتَنَوَّعُ بِها، بَلْ تَكُونُ طبيعَةُ الاِْثْنِيْنِيّةِ نَفْسُها هِىَ الْعَدَدِيّةُ الّتي تُحْمَلُ عَلَى الإثْنِيْنِيّةِ وَ تَخْتَصُّ بِها، وَ الطُّولِيَّةُ نَفْسُها هِىَ الْمِقْدارِيةُ الَّتي تُحْمَلُ عَلَيْها وَ تَخْتَصُّ بِها.
سبب اختلاف اجسام
اگر يك جسميت با جسميّت ديگرى مخالفت داشته باشد (كه البته مخالفت هم
[١] در همه نسخه ها، «جسمية الاخرى» آمده، لكن به نظر مى رسد به جاى «الأخرى» «اُخرى» بدون الف و لام صحيح باشد. «انّ الجسمية اذا خالفت جسمية اخرى»