شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٩ - وحدت عددى علّت و معلول
كَذلِكَ، فَاِنَّ الْواحِدَ بالنَّوْعِ مُسْتَحْفَظٌ بِواحِد بالْعَدَدِ، هُوَ الْمُفارِقُ، فَيَكُونُ ذلِكَ الشَىْءُ يُوجِبُ الْمادَّةَ، وَ لا يَتِمُّ ايجابُها اِلاّ بِأَحَدِ اُمُور تُقارِنُهُ، اَيَّها كانَتْ. وَ اَمّا ما هذا الشَىْءُ فَسَتَعْلَمُهُ بَعْدُ.
وحدت عددى علّت و معلول
اشكال دوم: ممكن است كسى چنين بگويد: شما مجموعه اى را (علّت مفارق بعلاوه صورت را) علّت فرض كرديد، كه آن مجموعه، وحدت عددى ندارد بلكه وحدتش به معناى عام است. يعنى بايد مفهوم فراخى را براى وحدت در نظر گرفت تا شامل مجموعه مذكور نيز بشود. مصداق روشن وحدت عام، واحد جنسى و نوعى است. اينگونه واحدها، واحد بالعدد نيستند. در حالى كه طبيعت مادّه، واحد بالعدد است. طبق مبناى شما چنين معلولى كه وحدت بالعدد دارد، بايد از علّتى بتراود كه آن هم وحدت بالعدد داشته باشد. در حالى كه وحدت علّت در اينجا، وحدت به معناى عام است.
پاسخ: ما منع نمى كنيم از اينكه واحدى بالمعنى العامّ وجود داشته باشد، و بدون آنكه وحدت عامش آسيب ببيند با پشتيبانى يك واحد شخصى ديگر، در معلول خود كه واحد بالعدد است تأثير كند. در حقيقت، پشتوانه واحد عام، يك واحد شخصى است كه همو علّت اصلى است و واحد بالعدد است. و در اين مقام، علّت مفارق، علّت اصلى و واحد بالعدد است كه به وسيله واحد جنسى يعنى صورتهايى كه متناوباً در مادّه پديد مى آيند، مادّه را قوام مى بخشند. گرچه، علّت قريبِ مادّه (صورت) واحد بالجنس است؛ امّا، چون اين واحد بالجنس از وحدت عددى علّت اصلى و مفارق، و وحدت جنسى صورت
پشتيبانى يك واحد بالعدد كه علّت حقيقى است برخوردار مى گردد، ضررى به مبناى ما و واقعيت مطلب وارد نمى سازد. زيرا وجود صورت كه وحدت جنسى دارد، به منزله يك شرط براى تأثير علّت حقيقى است. وحدت نوعى و جنسىِ شرط يا واسطه، ضررى نمى زند؛ زيرا، از پشتوانه وحدت شخصى در علّت پوشش يافتن واحد بالنوع با واحد عددى
مفارق، برخوردار است. بنابراين، واحد بالنوع، به وسيله واحد بالعدد حفظ مى شود. و علّت ايجاب كننده و ايجاد كننده مادّه همان امر مفارقى است كه واحد بالعدد مى باشد.