شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٨ - محال بودن اتّحاد دو هيولى
و أَمّا إنْ اِخْتَلَفا بالتَّفاوُتِ فِى الْمِقْدارِ أَوْ غيرَ ذلك، فيجبُ أنْ يكونا وَ لَيْسَ لَهُما صورةٌ جسمانيّةٌ وَ لَهُما صورةٌ مقداريةٌ، وَ هذا خُلْفٌ.
محال بودن اتّحاد دو هيولى
اگر بگوييد: بعد از آن كه صورت جسمانى را از آن دو جدا نموديم، آن دو متحد شده يك حقيقت را تشكيل مى دهند و دوگانگى آنها از بين مى رود.
در پاسخ مى گوييم: محال است كه دو جوهر جسمانى با يكديگر اتحاد پيدا كنند و دوگانگى خود را به طور كلّى از دست بدهند. زيرا، اگر منظور از اتحاد، اين است كه هر دو عيناً موجود هستند، در اين صورت دوگانگى آنها محفوظ است و آنها يكى نيستند. امّا اگر اتحاد آنها به اين است كه يكى از بين برود، در اين صورت هم يكى موجود است نه هر دو؛ پس، اتحادى در بين نيست. چگونه مى توان گفت چيزى كه معدوم شده با آنكه موجود است اتحاد دارد؟! چيزى نيست تا با اين موجود، متحد شود.
امّا اگر منظور از اتحاد اين است كه هر دو از بين مى روند و به جاى آنها شىء سوّم پديد مى آيد. در اين صورت هم، شىء جديد با آن دو هيچ ربطى نخواهد داشت. چه اينكه آن دو معدوم شدهاند. چگونه از اتحاد دو معدوم، شىء جديدى پديد مى آيد؟ آنها با هم متحد نمى شوند. بلكه فاسدند و از بين رفتهاند.
مگر اينكه بگوييد: آن دو، دو صورت داشتند كه آنها از بين رفتند. اين صورت سوّمى كه آمده در واقع روى چيزى قرار مى گيرد كه از آن دو، باقى مانده است. پس، بين آن دو كه فاسد و معدومند با اين يكى كه موجود است يك مادّه مشترك الزاماً وجود دارد.
امّا، همه سخن درباره همين مادّه اى است كه اين صورتها را مى پذيرد. نه درباره چيزى كه داراى مادّه است.
اگر بگوييد آن دو هيولايى كه از آن دو جزء باقى مانده است با اين هيولايى كه از كلّ باقى مانده با يكديگر اختلاف دارند؛ و اختلاف آنها در مقدار يا چيز ديگر است. در اين صورت بايد فرض كنيم على رغم اينكه آنها صورت جسمانى