شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٣ - چگونگى ترسيم سطح، حجم و زاويه
الْوَهْمِ بِكِلْتَىْ نُقْطَتَيْهِ حَتّى اَحْدَثَهُ، حَتّى كانَ قَدْ يُحَرِّك ُ الطُّوْلُ عَرْضَاً بِالْحَقيقَةِ فَحَدثَ عَرْضٌ بَعْدَ الطُّولِ فَكانَ طُوْلٌ وَ عَرْضٌ؛ بَلْ[١] لَمْ يَتَحَرَّكْ الخَطُّ الْمُحْدِثُ لِلزّاوِيَةِ لا فِى الطُّوْلِ وَحْدَهُ كَما هُوَ وَ لا فِى الْعَرْضِ حَتّى يَحْدُثَ سَطْحٌ، وَ اِنَّما تَحَرَّكَ بِاَحَدِ رَأْسَيْهِ فَحَدثَتْ الزّاوِيَةُ. فَجُعِلَ الزّاوِيَةُ جِنْساً رابِعاً مِنَ الْمَقادير.
وَ السَّبَبُ فى هذا جَهْلُهُ بِمَعْنى قَوْلِنا: اِنَّ لِلشَىءِ ثَلاثَةَ اَبْعاد اَوْ بُعْدَيْنِ حَتّى يَكُوْنَ مُجَسَّماً اَوْ مُسَطَّحاً. فَاِذْ قَدْ عَرَفْتَ ذلِكَ عَرَفْتَ اَنَّ هذا الَّذى قالَهُ لا يَلْزَمُ، وَ لا يَنْبَغى اَنْ يَكُوْنَ لِلْعاقِلِ اِلَيْهِ اِصْغاءٌ، وَ اِنَّما هُوَ شُرُوْعٌ مِنْ ذلِكَ الاِْنْسانِ فيما لا يَعْنيهِ. وَ هذا الْغافِلُ الْحَيْرانُ قَدْ يَذْهَبُ اِلى اَنَّ السَّطْحَ بِالْحَقيقَةِ هُوَ الْمُرَبَّعُ اَو الْمُسْتَطيلُ لا غَيْر. وَ لَيْسَ كَلامُهُ مِمّا يُهمُّ فَضْلَ شُغْل بِهِ، فَقَدْ عَرَفْتَ وُجُودَ الاَْقْدارِ وَ اَنَّها اَعْراضٌ وَ اَنَّها لَيْسَتْ مَبادِئَ لِلاَْجْسامِ، اِذِا الْغَلَطُ فى ذلِكَ اِنَّما عَرَضَ لِما عَرَفْتَ.
چگونگى ترسيم سطح، حجم و زاويه
كسى كه قائل بود به اينكه زاويه كميتى است غير از سطح و حجم؛ همو چنين مى گويد: گاهى ممكن است خط را حركت دهيم به گونه اى كه سطح را رسم كند. چنانكه اگر يك خط كش را حركت بدهيم و آنرا به سمت جلو ببريم، طبق اين حركت، يك سطح رسم مى شود. آنگاه، اگر خودِ سطح را در جهت ديگرى حركت بدهيم، حجم پديد مى آيد.
امّا، راه ديگرى هم وجود دارد و آن اين است كه يك طرف خط را نگه داريم و طرف ديگر آن را حركت بدهيم؛ در اين صورت، زاويه رسم مى شود. پس، زاويه، چيزى غير از سطح است. سطح در صورتى رسم مى شود كه كلّ خط را در جهت ديگرى حركت بدهيم. و سطح هم در صورتى حجم را پديد مى آورد كه كلّ آن را در جهت ديگرى حركت بدهيم. امّا، اگر خطى داشته باشيم كه يك طرف آن را حركت دهيم يا سطحى داشته باشيم كه يك طرف آن را حركت دهيم، در اين صورت زاويه پديد مى آيد كه نه سطح است و نه حجم!
[١] كلمه «بل» در اينجا بجا بكار برده نشده است. نيازى به كلمه «بل» در اينجا نيست.