شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٧ - حاصل پاسخ مصنف و توضيح عبارت
حيثيّت قوّه اى كه «مستعدٌّ» از آن حكايت مى كند. همچنين نقل كلام مى شود در هيولى و مادّه هيولى، آن هم يا جوهر است و يا عرض، هر چه باشد آن وصف بالفعل برايش ثابت است. در نتيجه نيازمند يك هيولاى ديگر خواهد بود. و اين روند همچنان ادامه مى يابد و به تسلسل مى انجامد. بنابراين، برهان مذكور با چنين اشكالى مواجه مى گردد.
پاسخ مصنف از مناقشه مذكور
پاسخى كه مصنف به اشكال ياد شده مى دهد اين است كه در هيولى فعليّت و قوّه عين هم هستند. چنانكه درباره آن اينچنين تعبير مى شود: «فعليّته انه لا فعليّة له» اساساً فعليّت هيولى به اين است كه قوّه محض است. امّا، جسم داراى دو حيثيّت است: از يك جهت، حيثيّتى بالفعل دارد كه آثار و خواصّى بر آن مترتب مى شود. و از جهت ديگر مادّه اى دارد كه حامل استعداد است. در حالى كه هيولى چيزى نيست كه بتوان صرف نظر از صورت، احكام بالفعلى را به آن نسبت داد. فعليّتش همان قوّه بودنش است. بنابراين، اثبات دو حيثيت عينى در هيولى لازم نيست.
حاصل پاسخ مصنف و توضيح عبارت
حاصل پاسخ مصنف و توضيح عبارت اين است كه جوهر بودن هيولى با مستعد بودن آن متفاوت نيست. فعليّت آن، عين قوّه بودن آن است. اينكه گفته مى شود هيولى جوهر است و امرى بالفعل است؛ بالفعل بودنِ آن غير از بالقوه بودن چيز ديگرى نيست. از اين رو، چون فعليتى كه هيولى دارد همان بالقوه بودنش مى باشد، دو حيثيّت عينى برايش اثبات نمى شود.
و حتّى وقتى مى گوييم هيولى جوهر است معنايى جز اين ندارد كه امرى است كه در موضوع قرار ندارد. امّا، اينكه در تعريف جوهر از واژه «امر» استفاده مى كنيم خودِ «امر» يك مفهوم عامّ است و اطلاق اين مفهوم عامّ بر يك شىء، دليل فعليّت آن نيست. به قوّه هم مى توان اطلاقِ امر نمود. چنانكه به امكان هم امر اطلاق مى شود. «امر» يك مفهوم عام و مبهمى است كه اطلاق آن، چيزى را