شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٧ - تبيين فلسفى تخلخل و تكاثف در اجسام
حقيقى است. يعنى واقعاً كميت و حجم جسم، اضافه يا كم مى شود. اين مطلب را در طبيعيات از راههاى خاص تجربى اثبات كردهاند؛ كه البته، راه تجربى با بحث هاى طبيعى متناسب و سازگار است. چنانكه به طور مثال گفتهاند: اگر شيشه اى را پر از آب كنيد و درب آن را محكم ببنديد و به آن حرارت دهيد، وقتى حرارت زياد شود، شيشه منفجر مى شود. و اگر درب آن محكم نباشد، كنده مى شود و آب آن بيرون مى ريزد. شكستن شيشه، دليل آن است كه آب داخل شيشه منبسط شده و حجم آن افزايش يافته است؛ از اين رو، شيشه توان مقاومت ندارد و مى شكند و آبش بيرون مى ريزد.
همچنين چيزهايى كه گاز توليد مى كنند همچون آبليمو را اگر در شيشه اى قرار دهيد، چنانچه درب آن محكم نباشد پس از مدتى آن را پرتاب مى كند. قدما، بر اساس اين شواهد تجربى در طبيعيات استدلال مى كردند كه تخلخل و تكاثف ممكن است. يعنى بر اثر حرارت در اين موارد، حجم جسم افزوده مى شود و تخلخل پيدا مى كند. چنانكه در اثر برودتْ حجم برخى اجسام كم مى شود و تكاثف مى يابد.
تبيين فلسفى تخلخل و تكاثف در اجسام
ادلّه اى كه پيش از اين براى اثبات تكاثف و تخلخل در اجسام بيان كرديم، بر تجربيات و حسيات استوار است و در طبيعيات اقامه شده است. اما، تبيين فلسفى آن احتياج به مقدّمه اى دارد كه مصنف آن را در اينجا بيان كرده، مى گويد: اين مقدّمه، يكى از مبادى طبيعيات است. توضيح مقدمه، از اين قرار است: كميّت و مقدار، عرَض است و جسم مركب از هيولى و صورت جسميه است. هيولى در ذات خود مقدار ندارد زيرا، استعداد محض است. صورت جسميه نيز به خودى خود اقتضاى مقدار خاصّ ندارد گو اينكه صورت جسميه كه در خارج روى هيولى قرار مى گيرد از مقدارٌ مّا انفكاك ندارد. (يعنى به هر حال يك اندازه اى خواهد داشت: يا كوچك است يا بزرگ، و اندازه هايى كه فاصله اش شبيه بى نهايت است) ولى به هر حال اندازه معين را صورت جسميه اقتضا