شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٨ - بررسى معيار وحدت در كثيرهاى بالعدد
بِالنَّوْعِ، وَ الْبَسيطَ الَّذي لايَنْقَسِمُ بِوَجْه اَوْلى مِنَ الْمُرَكَّبِ، وَ التّامَّ مِنَ الَّذي يَنْقَسِمُ اَوْلى مِنَ النّاقِصِ.
وَ الْواحِدُ قَدْ يُطابِقُ الْمَوْجُودَ في اَنَّ الْواحِدَ يُقالُ عَلى كُلِّ واحِد مِنَ الْمَقُولاتِ كَالْمَوْجُودِ، لكِنْ مَفْهُومُهُما ـ عَلى ما عَلِمْتَ ـ مُخْتَلِفٌ، وَ يَتَّفِقانِ في اَنَّهُ لايَدُلُّ واحِدٌ مِنْهُما عَلى جَوْهَرِ شَىء[١] مِنَ الاَْشْياءِ، وَ قَدْ عَلِمْتَ ذلِكَ.
بررسى معيار وحدت در كثيرهاى بالعدد
گاهى وحدت را به اشياء كثير بالعدد، نسبت مى دهيم؛ چنانكه چند شىء را واحد مى ناميم. و گاهى وحدت را به شىء واحد بالعدد نسبت مى دهيم. در اين فرض كه وحدت به شىء واحد بالعدد نسبت داده شود، خود، اقسامى دارد:
الف ـ وحدت بالموضوع؛
ب ـ وحدت بالنوع؛
ج ـ و....
آرى! همه اقسام واحد بالعدد را بر شمرديم، اكنون وقت آن رسيده است كه درباره كثيرهاى بالعددى سخن بگوييم كه متصف به وحدت مى گردند.
اگر به كثيرهاى بالعدد، واحد گفته مى شود به لحاظ كثرت آنها نيست. بلكه از جهت ديگرى غير از حيثيّت عدد است؛ به لحاظ يك معناى مشتركى است كه در ميان آنها وجود دارد.
حال، اين جهت اشتراك و اتفاق چند گونه است:
الف ـ يك جهت اشتراك بسان اتفاقى است كه در نسبت تدبير، مَلِك و ناخداى كشتى وجود دارد.
ب ـ جهت اشتراك ديگر همچون اشتراك دو شيئى است كه يك محمول دارند. همانند بياضى كه به ثلج و جصّ، نسبت داده مى شود.
[١] در برخى نسخه ها همچون چاپ قاهره، «بشىء من الاشياء» آمده، در حالى كه صحيح آن «شىء من الاشياء» است.