شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٦ - نسبت ميان مادّه و صورت
اين مطلب استنباط شد كه صورت جسمانى نيز بدون هيولى تحقق پيدا نمى كند.
دليل اين مطلب كه صورت جسمانى بدون هيولى تحقق نمى يابد آن است كه صورت جسمانى در خارج انفكاكى از مقدار، حيّز و كيفيت و ساير اعراض ندارد. همچنانكه از صور نوعيه نيز انفكاك ندارد. صورت جسميه دست كم با يكى از صورت هاى عنصرى همراه است و در جهان خارج، صورت جسميه خالص يافت نمى شود. پس، اگر صورت جسميه اى بخواهد به تنهايى وجود پيدا كند بايد مقدار معيّن و كيفيّت خاصّى را داشته باشد.
از آنجا كه در ذات صورت جسمانى ـ از آن جهت كه يك امر بالفعل است ـ حيثيّت پذيرشْ وجود ندارد معلوم مى شود كه صورت جسمانى يك همراهى دارد كه چيزهايى را مى پذيرد. زيرا وجود خارجىِ صورت جسمانى، همواره با امورى توأم است كه آنها را مى پذيرد و نسبت به آنها حيثيّت قبول و پذيرش دارد. در حالى كه حيثيّت قبول و پذيرش عين صورت جسميه نيست. حيثيّت صورت جسميّه حيثيّت فعليت است نه قبول و پذيرش. بنابراين، هميشه بايد يك امرى كه حيثيّتش قبول و پذيرش است با صورت جسميه توأم باشد تا اين مقبولات را بدان نسبت دهيم. و آن شىءِ پذيرنده، همان هيولى است.
به هر حال، اين دو مطلب را مصنف مفروغ عنه گرفته، بر اين باور است كه نه صورت جسميه از هيولى انفكاك دارد و نه هيولى از صورت جسميه.
به ديگر سخن، يك نوع تلازمى بين آن دو، وجود دارد. چون آن دو از يكديگر جدا نمى شوند از اين رو، آن دو ملازم هم هستند.
پس از پذيرفتن ملازمه ميان هيولى و صورت، اكنون اين پرسش مطرح مى شود كه ملازمه ياد شده، چگونه تلازمى است؟
علّت طرح اين سؤال، آن است كه تلازم بر دو قسم است:
الف ـ تلازمى كه طبق تعبير مصنف، در ماهيّات است، و يا به تعبير ديگر تلازمى كه بين مفاهيم برقرار است.
ب ـ و تلازم ديگرى كه در وجود، مطرح است
امّا، تلازم در ماهيّات، منحصر در تضايف است. چنانكه وقتى دو طرف