شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٨ - در مورد حقيقت واحد و كثير و اثبات عرض بودن عدد
ما مى توانيم يك مربّع را در نظر بگيريم از اين حيث كه يك مقدار و يك سطح است.
و ممكن است حالت تربيع را به عنوان يك كيفيت در نظر بگيريم. در اين صورت، مفهومش با مفهوم مربع متفاوت خواهد بود. حالت تربيع، كيفيتى است كه عارض سطح مى شود. امّا، مربّع خود آن سطح خاص است كه چنين كيفيتى بر آن عارض مى گردد. بنابراين، مربّع، معروضِ آن كيفيت است. امّا، تربيع، خود آن كيفيت است.[١]
در اين صورت، شما مى توانيد اسم زاويه را بر روى كيفيّت بنهيد. نه بر روى سطح و حجم كه داراى اين كيفيّت هستند.
پيامدهاى هر يك از دو معنا براى زاويه
چنانكه به اشارت گذشت؛ معناى نخست زاويه، مانند مربع است. و آن سطحى است كه داراى يك كيفيّت خاصّ مى باشد. مع الوصف به خودِ سطح مربّع مى گوييم. و معناى دوّم آن، مانند تربيع است. يعنى كيفيّت مربّع بودن. اين معنا از مقوله كيف است. امّا از كيفيّات مختص به كمّيات.
[١] و بدينسان زاويه دو حالت و دو معنا مى يابد:
الف ـ يك معناى آن، همان سطحِ محاط است از آنرو كه مقدار است. چنانكه در زاويه مجسمه هم به حجم محاطِ به دو سطح، زاويه مجسّمه مى گوييم. كه در اين صورت نيز، زاويه مجسّمه از قبيل مقدار خواهد بود.
ب ـ يك معناى ديگر آن، كيفيّت حجم است. چنانكه مى گوييم تربيع، كيفيّتى است براى مربّع. در اينجا هم مى گوييم: زاويه، كيفيّتى است براى سطح و خط. اگر معناى دوّم را ملاك قرار دهيم از قبيل كيفيّات مختصّ به كمّيات خواهد بود. و به عنوان نوع ديگرى از مقدار بشمار نخواهد آمد. در نتيجه، ما در اقسام مقدار، چيز ديگرى غير از سطح و حجم و خط، به نام زاويه نمى يابيم. زيرا، زاويه چنانكه گفتيم از دو حالت، بيرون نيست:
الف ـ يا همان سطح است كه داراى كيفيّت خاصّى گرديده! و مع الوصف به همان سطح، نام زاويه مى نهيم. يا حجم است كه داراى كيفيّت خاص شده است. در اينجا هم به همان حجم، زاويه مى گوييم.
ب ـ يا به كيفيّت عارضه بر جسم و سطح، زاويه اطلاق مى كنيم. اگر چنين باشد؛ باز هم از مقوله كيف خواهد بود. امّا، كيفيّتِ مختصّ به كمّيات؛ در نتيجه، چنين معنايى هم قسم چهارم براى اقسام مقدار نخواهد بود.