شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٧ - اثبات هيولى بر اساس برهان وصل و فصل
جوهر را به اثبات رسانده ايم: يكى جسم و دو تاى ديگر هيولى و صورت. بر اين نيازمندى برهان وصل و فصل به انقسام پذيرى جسم
اساس، مصنف در مقام اثبات هيولى برمى آيد كه بين افلاطونيان و ارسطوئيان موضع نزاع و اختلاف گرديده است. براى اثبات نظريه خود دو برهان اقامه مى كند يكى برهان وصل و فصل و ديگرى برهان قوّه و فعل. برهان وصل و فصل نيازمند مقدمه اى است كه مصنف آن را بيان نمود و آن اين است كه هر جسمى قابليت انقسام دارد. اين مطلب، على رغم آنكه خود از ويژگيهاى جسم و از عوارض ذاتيه آن به شمار مى آيد، مقدّمه اى براى برهان وصل و فصل[١] نيز محسوب مى شود.
امّا اصل برهان بدين شرح است: بعد از آنكه دانستيم هر جسمى از آن رو كه جسم است قابليت انقسام دارد گرچه به واسطه يك صورت نوعيه ديگرى عملا انقسام پذير نباشد همچون صورت فلكى، ولى از آن جهت كه جسم است قابليت انقسام دارد. يعنى اگر آن مانعى كه گاهى عارض برخى اجسام مى شود نباشد خود جسم به خودى خود، قابليت انقسام دارد بر اين اساس، اگر به طور مثال جسمى به شكل مكعب داشته باشيم كه حجم آن يك متر مكعب باشد و آن را به دو نيمه مساوى تقسيم كنيم حجم هر يك از آن دو، نيم مترِ مكعب مى شود. يعنى اگر سطحى كه بر روى مكعب بزرگ، بريده شده يك متر مربّع باشد پس از بُرِش به نيم متر مربّع تبديل مى شود. همچنين خطهايى كه بريده مى شود اگر پيش از بُرِش يك متر بوده پس از آن نيم متر مى شود و همينطور اگر تقسيمات ادامه پيدا كند سير نزولىِ اندازه ها هم ادامه پيدا مى كند.
بنابراين، قبل از آنكه انقسام در جسم تحقق پذيرد، اتصال و پيوستگى در جسم برقرار است. امّا به محض آنكه انقسام حاصل شود، انفصال و گسستگىِ اجزاء رخ مى دهد. چنانكه دو جزء بالقوه وقتى تقسيم شوند و بالفعل از يكديگر
[١] در ميان فلاسفه درباره برترى برهان وصل و فصل نسبت به برهان قوّه و فعل اختلاف نظر وجود دارد. برخى برهان وصل و فصل را برتر شمردهاند و برخى ديگر برهان قوّه و فعل را. در اين ميان مرحوم علاّمه طباطبايى به طور كلى سخنى از برهان وصل و فصل در كتابها و نوشته هاى خود به ميان نياوردهاند و تنها به برهان قوه و فعل اكتفا كردهاند ولى به هر حال اين دو برهان از براهين مهمّى است كه مشائين و اتباع آنها براى اثبات هيولى بدان تمسّك كردهاند.