إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٠٥ - تنبيه چهارم شك در اطلاق جزئيت يا شرطيت
باشيم، امر مولا نسبت به اتيان مأمور به ساقط نمىشود و بايد مأمور به را فاقدا عن الشّرط او الجزء اتيان نمائيم. مثلا مىدانيم يكى از شرائط نماز، طهارت لباس است امّا نمىدانيم اين شرطيّت، اطلاق دارد [١] يا مخصوص حالى است كه ما قدرت بر تطهير ثوب داريم، در نتيجه اگر طهارت لباس، مطلقا شرط باشد، در صورتى كه ما نتوانيم اين شرط را رعايت كنيم، اصلا تكليفى نسبت به نماز نداريم زيرا قدرت يكى از شرائط تكليف است امّا اگر طهارت لباس، مخصوص حال تمكّن باشد در صورتى كه ما عاجز از تطهير لباس باشيم، بايد نماز را بدون طهارت لباس بخوانيم و شما فرض كنيد كه اكنون وقت خواندن نماز است و ما قدرت بر تطهير لباس هم نداريم، وظيفه ما چيست؟ آيا نماز را ترك كنيم يا اينكه نماز را بدون تطهير لباس بخوانيم؟
جواب: در درجه اوّل بايد به اطلاق دليل، رجوع و وظيفه را مشخّص نمود و واضح است كه در فرض مسئله دو اطلاق ممكن است موجود باشد كه نتيجه آنها هم متفاوت است، «اطلاق دليل جزء يا شرط»، «اطلاق دليل مأمور به».
الف- اگر دليل جزء و شرط، اطلاق دارد بايد به آن رجوع نمود، زيرا اطلاق دليل جزء و شرط بر اطلاق دليل مأمور به حاكم است و لازمه اطلاق دليل جزء و شرط اين است كه جزئيّت و شرطيّت حتّى در حال عجز به قوّت خود، باقى است، فرضا اگر نمىتوانيد نماز را با طهارت لباس بخوانيد اصلا نماز را از عهده شما ساقط است و امر به نماز نداريد.
ب- اگر دليل جزء و شرط اطلاق نداشته باشد بايد به اطلاق دليل مأمور به رجوع
[١]يعنى حتّى در صورتى كه ما از تطهير لباس، عاجز باشيم، طهارت لباس شرطيّت دارد.