إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩ - تنبيه دوم«عدم ابتلاء مانع فعليت تكليف مىشود»
سؤال: چرا شرط تأثير علم اجمالى اين است كه تمام اطراف آن بايد محلّ ابتلاء مكلّف باشد؟
قبلا مقدّمهاى را بيان مىكنيم كه: اگر يك تكليف و يك نهى بخواهد فعليّت پيدا كند [١] بايد منهىّ عنه محلّ ابتلاء مكلّف باشد [٢].
اصلا چرا مولا يك عملى را تحريم مىكند و هدفش از نهى چيست؟ هدف اين است كه اگر مكلّف ذاتا داعى بر ترك نسبت به منهىّ عنه ندارد به وسيله «نهى»، داعويّت بر ترك پيدا كند وقتى مولا مىگويد «لا تشرب الخمر يا اجتنب عن النّجس» غرض او اين است كه مكلّفى كه از طرق ديگر، داعى بر ترك شرب خمر ندارد، از اين راه انگيزه بر ترك پيدا كند [٣] اكنون ما يك سؤال مطرح مىكنيم كه: در مواردى كه «منهىّ عنه» محلّ ابتلاء مكلّف نيست [٤] و بين او و منهى عنه هزاران فرسخ، فاصلهاى است كه اصلا برطرف هم نمىشود و به عبارت ديگر منهىّ عنه خود به خود متروك است و به حسب عادت، مكلّف تمايل به ارتكاب آن پيدا نمىكند، آيا در اين صورت، مولا مىتواند يك تكليف فعلى كه مشتمل بر زجر فعلى است متوجّه مكلّف بكند؟
خير، زيرا توجّه تكليف در اين صورت، لغو است و عنوان تحصيل حاصل پيدا مىكند و معنا ندارد چيزى كه خودبهخود متروك است و محلّ ابتلاء مكلّف نيست
[١]در محرّمات مسلّمه.
[٢]علاوه بر سائر شرائط عامّه.
[٣]اشكال: ممكن است مكلّف انگيزههاى ديگرى بر ترك داشته باشد، جواب: فرض بحث ما در موردى است كه داعى و انگيزه ديگرى براى او وجود ندارد.
[٤]با قطعنظر از مسئله علم اجمالى.