إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩ - تنبيه چهارم احكام ملاقى با بعضى از اطراف علم اجمالى
و منه ينقدح الحال في مسألة ملاقاة شيء مع أحد أطراف النّجس المعلوم بالإجمال، و أنّه تارة يجب الاجتناب عن الملاقى دون ملاقيه، فيما كانت الملاقاة بعد العلم إجمالا بالنّجس بينها، فإنّه إذا اجتنب عنه و طرفه اجتنب عن النّجس في البين قطعا، و لو لم يجتنب عما يلاقيه، فإنّه على تقدير نجاسته لنجاسته كان فردا آخر من النجس، قد شكّ في وجوده، كشيء آخر شكّ في نجاسته بسبب آخر(١).
اطراف آن، اجتناب نمائيم امّا علم اجمالى با تمام قوّت و نيرويى كه در تنجّز تكليف دارد، درعينحال، دائره تأثير آن، محدود به همان اطراف علم اجمالى است و اگر چيزى خارج از دائره علم اجمالى بود و لو ارتباطى هم با اطراف علم اجمالى داشت در اين صورت، علم اجمالى نمىتواند تأثيرى در آن شىء بگذارد و آن شىء خودش حكم مستقلّى دارد گرچه ممكن است حكم آن شىء از نظر واقع، مانند حكم بعضى از اطراف علم اجمالى باشد و علّتش اين است كه آن شىء، خارج از اطراف علم اجمالى است و از همين مطلب، تكليف ملاقات يك شىء، با اطراف علم اجمالى- كه واجب الاجتناب باشد- روشن مىشود و تفصيل اين مسئله را مصنّف ضمن سه فرض بيان مىكنند كه:
١اجتناب از ملاقى لازم نيست
٢اجتناب از ملاقى لازم نيست
٣اجتناب از ملاقى، ملاقى و طرف ديگر علم اجمالى لازم است كه اينك به توضيح اقسام مذكور مىپردازيم.
(١)- فرض اوّل:كه بسيار هم محلّ ابتلاء انسان هست- علم اجمالى داريم كه يا طرف راست فرشى نجس [١] است و يا سمت چپ آن، مقتضاى علم اجمالى، اين
[١]يعنى متنجّس.