إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٧ - در دو مورد، دليل بر صحت و اجزاء عمل ناقص و فاقد بعضى از شرائط داريم
عملش صحيح است [١] امّا «استحقاق عقوبت» [٢] هم دارد، در اين قسمت از بيان شما اشكال ما اين است كه:
در صورتى كه او در وسعت وقت، متوجّه شد كه وظيفهاش نماز قصرى است، چرا نتواند نمازش را اعاده كند و خود را از استحقاق عقوبت، رها نمايد يعنى در وسعت وقت و تمكّن از اعاده عمل، شما چگونه و به چه ملاكى حكم به استحقاق عقاب مىكنيد؟
مثال: فردى در موضع قصر، نماز را تمام خواند يا مثلا نماز اخفاتى را جهرا، يا نماز جهرى را اخفاتا قرائت نمود، و بعد نسبت به وظيفه خود آگاهى پيدا كرد، چرا در وسعت وقت نتواند نماز را اعاده كند و چرا شما او را در مضيقه قرار مىدهيد و مىگوئيد اگر نماز را اعاده هم كند باز استحقاق عقوبت به قوّت خود باقى است.
قوله: «ضرورة انّه لا تقصير هاهنا».
در صورت ارتفاع جهل و تمكّن از اتيان- در وسعت وقت- مأمور به، تقصيرى متوجّه مكلّف نيست تا باعث صحّت عقاب شود بلكه ترك مأمور به- نماز قصرى- مستند به حكم شارع است كه مىگويد همين عمل- نماز تمام- صحيح و مجزى است و اعاده، لزومى ندارد.
قوله: «و بالجملة يحكم بالصّحة بدون الامر».
مصنّف خلاصه اشكال اوّل را بيان مىكنند.
قوله: «و كيف يحكم باستحقاق العقوبة ...». در اين قسمت هم تقريبا خلاصه
[١]و همچنين در مورد جهر و اخفات.
[٢]در صورت جهل تقصيرى نه قصورى.