إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٤٣ - منشأ اشكال در حجيت يا عدم حجيت استصحاب مثبت چيست؟
جواب: در يكى از دو صورت زير مىتوان گفت اصل مثبت حجّت است امّا بايد ديد كه آيا با ظواهر ادلّه حجّيّت استصحاب هم سازگار است يا نه:
الف: ممكن است ما اينچنين فرض كنيم و بگوئيم:
آن حكم شرعى- فرضا وجوب تصدّق- كه بر واسطه- لازم عقلى يا عادى [١]- مترتّب شده، حكم خود موضوع- و ملزوم يعنى حيات زيد- هم هست به اين نحو كه ادّعاء كنيم «اثر الواسطة و حكم الواسطة حكم لذى الواسطة ايضا» اگر چيزى حكم و اثر لازم عقلى يا عادى بود، با اغماض و مسامحه مىگوئيم اثر ملزوم هم هست و مىتوانيم آن حكم شرعى را حكم ملزوم هم بدانيم.
در صورت مذكور مانعى از جريان استصحاب موضوع، وجود ندارد- اصل مثبت حجّت است- يعنى اثر شرعى مترتّب بر لازم عقلى يا عادى را بهلحاظ اينكه اثر ذى الواسطه و ملزوم هم هست ثابت مىكنيم.
اشكال راه مذكور اين است كه: بحث ما در موردى بود كه اثر شرعى مربوط به واسطه بود- واسطه عقلى يا عادى- نه اينكه مسامحه كنيم و اثر مربوط به لازم را به حساب ملزوم بگذاريم زيرا عرف، مسامحه مذكور را نمىپذيرد پس در اين صورت نتوانستيم بگوئيم اصل مثبت، حجّت است و اين راه صحيح نبود.
ب: قبلا مقدّمهاى بيان مىكنيم كه مصنّف با يك جمله كوتاه به آن اشاره نمودهاند [٢].
در مواردى كه اثر شرعى، مانند وجوب تصدّق بر لازم عقلى يا عادى- مانند
[١]مانند نبات لحيه.
[٢]فى قوله «التى لا يكون كذلك».