إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٢ - اتحاد قضيه متيقنه و مشكوكه در استصحاب احكام كلى
ديروز يقين به قضيّه «زيد قائم» داشتيم، و امروز در قيام زيد، شك داريم، هم قضيّه متيقّنه، «زيد قائم» است و هم قضيّه مشكوكه، «زيد قائم» هست منتها آن دو قضيّه از نظر «حدوث و بقاء» و از جهت «زمان» متفاوت هستند.
اتّحاد قضيّه متيقّنه و مشكوكه در استصحاب احكام جزئى
اتّحاد دو قضيّه در استصحاب احكام جزئى واضح است مثل اينكه انسان، هنگام صبح به تنجّس لباسش يقين داشته باشد، و عصر شك در بقاء نجاست آن پيدا كند در اين صورت مىتوان نجاست لباس را استصحاب نمود و گفت اوّل صبح، لباس من يقينا متنجّس بود و الآن شك در بقاء تنجّس دارم و نجاست لباس را استصحاب مىكنم و مىدانيم كه نجاست لباس، يك حكم جزئى است نه كلّى، و اتّحاد دو قضيّه كاملا مشخّص بود يعنى قضيّه ما در اين استصحاب «ثوبى نجس» بود كه هم به لحاظ ثبوت، متيقّن بود و هم به لحاظ بقاء، مشكوك بود.
اتّحاد قضيّه متيقّنه و مشكوكه در استصحاب احكام كلّى
اشكال: وحدت قضيّتين در احكام كلّيّه [١]، مورد اشكال واقع شده است.
بيان ذلك: اگر قضيّه مشكوكه، همان قضيّه متيقّنه است، و اگر اختلافى بين آنها نيست، پس چرا شما در بقاء حكم شك مىكنيد؟
مثال: نماز جمعه در عصر حضور، واجب بود و اكنون كه عصر غيبت است چرا
[١]خواه مدرك آن، نقل باشد يا عقل- كحكم العقل بقبح الكذب الضّار بالمؤمن الّذي هو مستند حرمته الشّرعيّة، ر. ك منتهى الدّراية ٧/ ٣٥.