إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٥١ - تنبيه اول در جريان استصحاب يقين و شك فعلى معتبر است
صحيح است.
اشكال: بعد از اتمام نماز كه آن فرد حالت توجّه و التفات پيدا نمود، استصحاب حدث، جارى مىشود و حكم مىكند كه نماز، مع الحدث واقع شده است و معناى استصحاب حدث اين است كه نماز، فاسد بوده است پس چرا مىگوئيد نماز آن فرد، صحيح است؟
جواب: در محلّ بحث، قاعده فراغ بر استصحاب حدث، تقدّم دارد و به مقتضاى قاعده فراغ مىگوئيم نماز آن شخص، صحيح است.
چگونه مقتضاى قاعده فراغ، صحّت نماز است؟
اگر مكلّفى بعد از نماز، شكّى برايش حادث شود كه آيا نمازى را كه خواندهام واجد خصوصيّات و شرائط بوده است يا نه، در اين صورت به مقتضاى قاعده فراغ مىتوان گفت عمل او صحيح بوده، در حقيقت، قاعده فراغ، نسبت به استصحابى كه اقتضاى بطلان دارد، حاكم و مقدّم است [١] مثلا اگر بعد از اتمام نماز چهار ركعتى شكّى عارض شود كه آيا ركوع ركعت چهارم اتيان شد يا نه در اين صورت با اينكه استصحاب، حكم مىكند كه آن ركوع، اتيان نشده، درعينحال، استصحاب در برابر قاعده فراغ نمىتواند نقشى داشته باشد بلكه قاعده فراغ بر استصحاب، مقدّم است خلاصه، اگر بعد از عمل و بعد از نماز در صحّت و بطلان عمل، شك نمائيم مجراى قاعده فراغ است و مجالى براى استصحاب مخالفى كه مقتضى بطلان است،
موضوعها العمل المفروغ عنه المشكوك في صحّته و فساده، و محمولها الحكم بالصّحة و ترتيب آثارها عليه. فاذا صلّى الشّخص صلاة الظّهر مثلا ثمّ شكّ في صحّتها و بطلانها من جهة احتماله ترك جزء او شرط او ايجاد مانع او قاطع، حكم بالصّحة و رتّب آثارها، ر. ك اصطلاحات الاصول ١٩٩.
[١]فعلا درصدد علّت تقدّم قاعده فراغ بر استصحاب نيستيم.