إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢٨ - بناى عقلاء
و فيه: أوّلا منع استقرار بنائهم على ذلك تعبّدا، بل إمّا رجاء و احتياطا، أو اطمئنانا بالبقاء، أو ظنّا و لو نوعا، أو غفلة كما هو الحال في سائر الحيوانات دائما و في الإنسان أحيانا(١).
انسانها رايج است، بلكه حيواناتى هم كه تا حدّى شعور دارند، طبق حالت سابقه، عمل مىكنند مثلا حيوانى كه هنگام صبح از لانه خود، خارج مىشود، در مراجعت اگر او را آزاد بگذارند به همان مركز اوّلى خود برمىگردد و لابد در ذهنش چنين است كه لانهاش باقى است و آن حالت سابقه منتفى نشده است.
(١)ما نمىپذيريم كه عقلاء در «عمل برطبق حالت سابقه» يك بناى عملى تعبّدى محض- بدون ملاك- داشته باشند.
سؤال: اينكه عقلاء، بناء برطبق حالت سابقه مىگذارند علّتش چيست؟
جواب: ممكن است روى يكى از جهات چهارگانه زير باشد:
١ممكن است عقلاء، احتياطا و رجاء، اثر بقاء را مترتّب مىكنند.
مثال: گاهى فردى از دوستش كه در شهر ديگر است مطّلع نيست، و نمىداند كه او حيات دارد يا نه، امّا درعينحال، نامهاى براى او مىفرستد و نزد خود مىگويد اگر او زنده باشد، كه نامه را دريافت مىكند و ... و چنانچه مرده باشد، ضررى بر ارسال آن نامه، مترتّب نمىشود كه در اين صورت، فردى كه نامه را براى دوستش ارسال مىكند، رجاء و احتياطا اقدام به چنين عملى نموده، نه بهعنوان استصحاب و حكم به بقاء.
٢ممكن است بناء برطبق حالت سابقه به خاطر وجود اطمينان به بقاء باشد، يعنى خود را شاك نمىبينند بلكه اطمينان به بقاء دارند و مىدانيم كه اطمينان هم از نظر عقلاء، به منزله علم است مثلا تجّار به خاطر اطمينان به بقاى حيات دوستشان، اجناسى را به شهر ديگر مىفرستند تا طرف تجارى خود و آن دوست، آنها را