إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢٩ - بناى عقلاء
و ثانيا: سلّمنا ذلك، لكنّه لم يعلم أنّ الشّارع به راض و هو عنده ماض، و يكفي في الرّدع عن مثله ما دلّ من الكتاب و السّنة على النّهي عن اتّباع غير العلم [١]، و ما دلّ على البراءة أو الاحتياط في الشّبهات، فلا وجه لاتّباع هذا البناء فيما لا بدّ في اتّباعه من الدّلالة على إمضائه، فتأمّل جيّدا(١).
تحويل بگيرد، نه اينكه تعبّدا بناء بر حيات دوستان خود بگذارند و ...
٣ممكن است عقلاء به خاطر ظنّ به بقاء- و لو ظنّ نوعى نه ظنّ شخصى- بناء بر حالت سابقه مىگذارند كه اين دليل برگشت به دليل دوّم- ظنّ به بقاء- مىكند و بزودى آن را بيان مىكنيم.
٤ممكن است غفلة بناء برطبق حالت سابقه مىگذارند يعنى اصلا توجّهى به حالت سابقه ندارند و نسبت به آن، غافل هستند كه در مورد حيوانات، دائما مطلب، اينچنين است يعنى يك حيوان كه شامگاه به لانه و آشيانه خود، مراجعت مىكند اصلا نسبت به حالت سابقه، غافل است و او براى خود، حالت سابقه و لاحقه، ترتيب نمىدهد بلكه برحسب عادت و بدون توجّه به حالت سابقه به آشيانه خود، بازمىگردد امّا در مورد انسانها گاهى مطلب از اين قرار است كه بدون توجّه، بناء برطبق حالت سابقه مىگذارند.
مثال: گاهى فردى كه منزل مسكونى خود را فروخته غفلة و بدون توجّه به حالت سابقه، باز هم به طرف آن محل مىرود.
خلاصه: روى جهات مذكور نمىتوانيم، بپذيريم كه عقلاء «در بناء برطبق حالت سابقه» تعبّدا چنين كارى مىكنند.
(١)ما مماشات مىكنيم و چنين بناى عقلائى تعبّدى را از شما مىپذيريم، لكن
[١](و من العجيب جدّا) انّه في خبر الواحد قد ادّعى انّ الآيات النّاهية و الرّوايات المانعة عن اتّباع غير