إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩٥ - استصحاب فعل مقيد به زمان
لا يقال: إنّ الزمان لا محالة يكون من قيود الموضوع و إن أخذ ظرفا لثبوت الحكم في دليله، ضرورة دخل مثل الزّمان فيما هو المناط لثبوته، فلا مجال إلا لاستصحاب عدمه(١).
٢- گاهى هم «زمان» بهعنوان «ظرف»نه قيد- ثبوت حكم، اخذ مىشود مثلا مولا در مقام بيان حكم چنين مىگويد: (اكرام زيد واجب «يوم الجمعة») يعنى يوم الجمعة را ظرف حكم قرار مىدهد و موضوع حكم، «اكرام زيد» است نه اكرام مقيّد به يوم الجمعة، يعنى اكرام زيد، مطلق است.
در مثال و فرض مذكور اگر بعد از انقضاء زمان- روز شنبه- در بقاء حكم، شك نمائيم، مانعى از جريان استصحاب بقاء وجوب اكرام، وجود ندارد زيرا قضيّه متيقّنه و مشكوكه متّحد هستند و اركان استصحاب، كامل است و مىتوان گفت: اكرام زيد، واجب بود و الآن- روز شنبه- در بقاء وجوب اكرام قبلى زيد، شك داريم لذا بقاء همان وجوب را استصحاب مىكنيم.
(١)اشكال: مستشكل مىگويد: ما به عقل، مراجعه و از او سؤال مىكنيم كه در مواردى كه مولا بهحسب ظاهر دليل، زمان را ظرف حكم قرار داده و گفته است «اكرام زيد واجب يوم الجمعة» اين «زمان» چه نقشى دارد؟
پاسخ او اين است كه تمام خصوصيّات به موضوع ارتباط دارد گرچه «يوم الجمعة» بهصورت ظرفيّت در دليل، اخذ شده، امّا واقع مطلب، اين است كه «يوم الجمعة» قيد موضوع و در ملاك حكم، دخالت دارد و آن قيد در مصلحتى كه در اكرام، وجود دارد دخيل است و الا اگر بهطور كلّى اكرام داراى مصلحت باشد و اصلا عنوان «يوم الجمعة» در مصلحت حكم، دخالت نداشته باشد پس چرا مولا گفته است اكرام زيد واجب «يوم الجمعة» و اين «يوم الجمعة» چه خصوصيّتى دارد؟