إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٦ - استصحاب زمانى
است يا اينكه در وسط، متوقّف شده در اين صورت هيچ مانعى براى جريان استصحاب در اين امر زمانى- جريان الماء- وجود ندارد زيرا اركان استصحاب كامل و تمام است.
ب: گاهى در بقاء امر تدريجى- زمانى- ترديد مىكنيم و منشأ آن ترديد هم شك در مقتضى است.- فى كمّيته و مقداره-.
مثال: مىدانيم آب چشمهاى در حال جريان بود و يا اينكه مرئه مىداند «دم» از رحم او در حال سيلان بود لكن در جريان آب و سيلان دم شكّى پيدا شده و منشأ شكّ ما هم اين است كه نمىدانيم در منبع و چشمه چه مقدار آب موجود بوده و احتمال مىدهيم آب آن منبع، تمام شده باشد و در نتيجه آبى در منبع نباشد تا جريان پيدا كند و همچنين در مثال سيلان دم، آن زن نمىداند كه ديگر خونى در رحم موجود است كه سيلان پيدا كند يا نه؟- در مقتضى شك داريم-
آيا در مثال اخير- فرض ب- و امثال آن مىتوان استصحاب را جارى نمود؟
بعضى خواستهاند، بگويند اگر شكّ ما در سيلان دم و جريان آب به نحو دوّم- شك در مقتضى- باشد، نمىتوان در آن استصحاب، جارى كرد زيرا شما در بقاء همان جريان قبلى شك نداريد بلكه ترديد شما در اين جهت است كه:
آيا در منبع آب يا در رحم زن، جزء ديگرى از آب يا دم، وجود دارد كه جريان پيدا كند يا اينكه آب منبع، تمام شده، و همچنين خونى در رحم نيست تا جريان و سيلان نمايد بهعبارت ديگر شكّ شما در «وصف» نيست بلكه در موصوف شك داريد و اصلا نمىدانيد كه آبى هست كه جريان داشته باشد يا نه بهعبارت واضحتر، شما شك در بقاء صفت- جريان و سيلان- نداريد بلكه ترديد شما در حدوث موصوف- آب و دم- هست لذا بعضى از اركان استصحاب مختل است و نمىتوان