إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٠٤ - استصحاب فعل مقيد به زمان
تساقط برقرار است. تاكنون اصل توهّم مرحوم نراقى را بيان كردهايم.
دفع توهّم: اكنون درصدد زائل كردن توهّم مذكور هستيم.
بيان ذلك: طهارت حدثيّه و خبثيّه- و ما يقابلها [١]- از امورى هستند كه وقتى به وسيله اسبابشان تحقّق پيدا كردند، ادامه پيدا مىكنند تا اينكه رافعى بيايد و آنها را زايل كند يعنى هميشه شكّ ما در بقاء آنها از جهت شك در وجود رافع است نه شك در مقتضى.
بهعبارت ديگر به فاضل نراقى «ره» مىگوئيم شكّ ما در بقاء آنها از جهت شك در مقدار تأثير اسباب آنها- شك در مقتضى- نيست مثلا وقتى بهوسيله وضوء طهارت از حدث حاصل شد و سپس بلل مشتبهى از شخص متطهر خارج گرديد، شك ما در اين جهت نيست كه آيا تحصيل وضوء، سبب طهارت است، حتّى بعد از خروج مذى كه ما در مقدار تأثير وضوء، شك داشته باشيم كه آن وضوء تا چه اندازه و تا چه زمانى براى ما طهارت آورده، بلكه مىگوئيم آن طهارتى كه بهوسيله وضوء حاصل شده است، اگر رافعى نيايد فرضا تا ده سال باقى است و چون در وجود رافع، شك داريم دائما استصحاب بقاء طهارت جارى مىشود و مىگوئيم اصل، اين است كه بعد از خروج مذى، طهارت قبلى باقى است. خلاصه اينكه شك ما در مقدار تأثير سبب نيست كه استصحاب عدم هم جارى شود و در نتيجه استصحاب عدم با استصحاب وجود- استصحاب طهارت- تعارض و تساقط كنند.
و همچنين در مورد طهارت خبثيّه كه آن لباس با نجاست- بول- ملاقات نموده بود، مىگوئيم:
[١]من الحدث و الخبث.