إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢٦ - قسم دوم احكام وضعيه
مانعيّت و قاطعيّت- چهار مثال براى جزء [١]، شرط [٢]، مانع [٣] و قاطع [٤]-
سؤال: مقصود از جزئيّت و اخوات آن چيست؟ جزئيّت و اقران آن براى چه چيز انتزاع شدهاند؟
جواب: مقصود، جزئيت، شرطيّت، مانعيّت يا قاطعيّت براى مأمور به است.
اگر چيزى بخواهد براى مأمور بهعنوان جزئيّت، شرطيّت، مانعيّت يا قاطعيّت داشته باشد، بايد امرى از ناحيه شارع، صادر شود و چيزى مأمور به قرار گيرد، تا بتوان عناوين مذكور را انتزاع نمود.
مثلا اگر «سوره» بخواهد براى نماز، عنوان جزئيّت پيدا كند و يا طهارت، عنوان شرطيّت پيدا كند تا وقتى كه امرى نباشد و مركّبى- مانند نماز- يا مقيّدى مامور به واقع نشود نمىتوان عنوان جزئيّت يا شرطيّت سوره يا طهارت را براى نماز انتزاع نمود بلكه بايد مركّبى متعلّق امر شارع قرار گيرد تا بتوان از هر جزئى عنوان جزئيّت للمأمور به را انتزاع نمود و همچنين بايد مقيّدى و مشروطى مأمور به، واقع شود تا بتوان براى آن شرط يا شرائط، شرطيّت را انتزاع نمود.
مثلا اگر مأمور به مقيّد به عدم چيزى شود در اين صورت، وجود آن شىء براى مأمور به، عنوان مانعيّت، پيدا مىكند. خلاصه اينكه ابتداء بايد چيزى مورد امر شارع، واقع شود تا بتوان عناوين مذكور- شرطيّت، جزئيّت، مانعيّت و قاطعيّت- را انتزاع نمود و الا به مجرّد انشاء جزئيّت و اقران آن نمىتوان جزئيّت را براى يك
[١]كالسّورة في الصّلاة.
[٢]كالتّستر و الطّهارة و الاستقبال في مثل قوله «صلّ متستّرا و متطهّرا و مستقبلا».
[٣]كما اذا قال «صلّ غير لابس للحرير و ما لا يؤكل».
[٤]كما اذا قال «صلّ غير مستدبر القبلة».