إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٤ - صحيحه دوم زراره
قلت: فان طننت أنّه قد اصابه و لم أتيقّن ذلك، فنظرت فلم أر شيئا فصلّيت فرأيت فيه، قال: تغسله و لا تعيد الصّلاة، قلت: لم ذلك؟
قال: لأنّك كنت على يقين من طهارتك فشككت، فليس ينبغي لك أن تنقض اليقين بالشّكّ أبدا(١).
اعاده نمائى.
(١)- سؤال سوّمدليل حجّيّت استصحاب [١]- زراره به امام (ع) عرض كرد كه من «ظن» پيدا كردم كه نجاستى به لباسم اصابت نموده، «يقين» به اصابت ندارم و به لباسم توجّه و دقّت نمودم چيزى از نجاست بر روى آن نيافتم، و با همان حالت، مشغول خواندن نماز شدم، بعد از اتمام نماز، نجاست را در لباس خود ديدم، يعنى با لباس نجس [٢]، نماز خواندم، حكم مسئله چيست؟
امام «عليه السّلام»: «تغسله و لا تعيد الصّلاة»، براى نمازهاى بعد بايد لباس را تطهير نمائى امّا نمازى را كه با لباس نجس خواندهاى، لازم نيست اعاده كنى.
زراره: «لم ذلك»، علّت عدم وجوب اعاده چيست؟
امام «عليه السّلام»: «قال لانّك كنت على يقين من طهارتك [٣] فشككت فليس ينبغى لك ان تنقض اليقين بالشّك ابدا»، امام (ع) به زراره فرمودند تو يقين به طهارت داشتى، يعنى قبل از ظنّ به اصابت نجس، يقين به طهارت لباس داشتى، «فشككت».
شكّى را كه ما، در استصحاب در موردش بحث مىكنيم، شكّ در برابر مظنّه
[١]البتّه جواب امام (ع) دليل حجّيّت استصحاب است.
[٢]متنجّس.
[٣]مقصود از «طهارتك» اين است كه تو يقين به طهارت لباس داشتى، بحث طهارت لباس، مطرح بوده است، البتّه طهارت انسان- طهارتك-، هم شامل طهارت بدن و هم شامل طهارت لباس مىشود.