إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥١ - تنبيه چهارم احكام ملاقى با بعضى از اطراف علم اجمالى
و منه [١] ظهر أنّه لا مجال لتوهّم أنّ قضيّة تنجّز الاجتناب عن المعلوم هو الاجتناب عنه [٢] أيضا، ضرورة أنّ العلم به [٣] إنّما يوجب تنجّز الاجتناب عنه، لا تنجّز الاجتناب عن فرد آخر لم يعلم حدوثه و إن احتمل(١).
بلكه مىدانيم ملاقى با مشتبه ملاقات نموده است بنابراين در مورد شك در ملاقات مع النّجاسة، قاعده طهارت، جارى مىشود و در فرض مسئله اگر بنا، باشد كه ملاقى به سبب ملاقات با احد الطّرفين نجس شده باشد اين يك فرد جديد و موضوع خاصّى است و دليل مخصوص به خود لازم دارد و همانطور كه بيان كرديم چنين دليل خاصّى نداريم.
(١)از آنچه كه ذكر كرديم مشخّص شد كه ديگر مجال براى توهّمى كه در ذهن بعضى از افراد بوده، باقى نمىماند و امّا آن توهّم اين است كه بعضى [٤] تصوّر نمودهاند كه مقتضاى اجتناب از نجس معلوم بالاجمال اين است كه از ملاقى آنهم بايد اجتناب نمود درحالىكه اين صرف يك توهّم است زيرا مقتضاى علم به نجاست اين است كه از آن نجس و اطرافش بايد اجتناب نمود امّا لازمهاش اين نيست كه از ملاقى با بعضى از اطراف- كه فرد جديدى است- و نمىدانيم با نجاست ملاقات نموده، اجتناب نمائيم.
خلاصه: در فرض اوّل اجتناب از ملاقى لازم نبود امّا از ملاقى مىبايست
[١]اگر بنا باشد ملاقى اطراف شبهه به سبب ملاقات با بعضى اطراف نجس شده باشد اين فرد جديد و موضوع خاصّى است و ارتباطى به علم اجمالى ندارد و ...
[٢]اى عن ملاقيه.
[٣]اى بالنّجس.
[٤]اين مطلب اشاره به ظاهر كلام ابن زهره دارد و نيز، ر. ك حقائق الاصول ٢/ ٣١١.