إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠٢ - استدلال به اخبار حليت و طهارت
نموده و در نتيجه عنوان «طاهر»حكم- روى هر شىء بار نمىشود بلكه حكم مذكور، مربوط به شىء است كه «لم يعلم انّه قذر» و طهارتى كه بر شىء مشكوك النّجاسة و الطّهارة بار مىشود قطعا يك حكم ظاهرى است و روايت، مبيّن قاعده طهارت است.
و همچنين در روايت ديگر، «كلّ شىء حلال حتّى تعرف انّه حرام»، «حتّى تعرف»، قيد موضوع است يعنى «كلّ شىء لم يعلم انّه حرام فهو حلال» و مىدانيم كه حلّيّتى كه بر شىء مشكوك الحلّيّت و الحرمة بار مىشود، حلّيّت ظاهريّه است و در نتيجه مىگوئيم روايت مذكور مبيّن قاعده حلّيّت است.
خلاصه: اگر روايات سهگانه را به نحو مذكور، تفسير و تبيين نمائيم، نه دلالتى بر استصحاب دارند و نه دلالتى بر حكم واقعى، لكن احتمال مذكور به دو علّت مردود است.
الف- ظاهر روايات مذكور، اين است كه احكامى را براى اشياء، روى عناوين واقعيّه خودشان، بيان مىكنند نه بهعنوان اينكه مشكوك الطّهارة و النّجاسة هستند و نه بهعنوان اينكه مشكوك الحلّيّت و الحرمة باشند، مخصوصا كه كلمه «كل»، در تمام آنها استعمال شده است.
ب- ظاهر روايات مذكور، اين است كه «حتّى تعلم» و «حتّى تعرف» غايت حكم هست يعنى «حتّى تعلم» قيد «طاهر» و «حتّى تعرف» قيد «حلال» هست، نه قيد موضوع و اگر بگوئيم غايت، قيد موضوع است با ظاهر روايت سازگار نيست.
احتمال دوّم: روايات ثلاثه، هم دلالت بر قاعده طهارت و حلّيّت دارند و هم دلالت بر استصحاب، يعنى صدر آن روايات- مغيّا- دلالت بر طهارت و حلّيّت دارد و ذيل- غايت- دلالت بر استصحاب مىكند.