إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٤ - بعضى براى اثبات وجوب بقيه عمل به سه روايت تمسك نمودهاند
وجود ندارد.
طبق اين احتمال با اينكه «من» براى تبعيض است امّا شاهدى بر بحث ما نمىباشد و ما احتمال مىدهيم كه «من» براى تبعيض در افراد باشد- نه اجزاء- و برفرض كه ما بپذيريم كلمه «من» بهحسب استعمالات عرفيّه، براى تبعيض به لحاظ اجزاء هست درعينحال مىگوئيم قرينهاى وجود دارد كه روايت مذكور در مورد تبعيض به لحاظ افراد است نه اجزاء و آن قرينه اين است كه:
روزى رسول اللّه «ص» به مردم فرمودند كه بدانيد خداوند متعال حج را بر شما واجب نموده است سپس فردى بنام «عكاشه» يا «سراقة بن مالك» سؤال كرد يا رسول اللّه آيا همهساله بايد مناسك حج را انجام دهيم يا اينكه در تمام عمر، يك مرتبه بايد مناسك حج را انجام داد، رسول اللّه «ص» در مورد اين سؤال جوابى ندادند تا اينكه سائل دو مرتبه يا سه مرتبه سؤال را تكرار نمود و رسول اللّه «ص» ناراحت شدند و فرمودند چه تأمينى دارى اگر در جواب سؤال تو بگويم «آرى» در نتيجه، همهساله، حج بر شما واجب مىشود و طبعا قدرت هم نداريد كه همهساله مناسك حج را انجام دهيد و در نتيجه بر اثر ترك وظيفه راه هلاكت را مىپيمائيد و كافر مىشويد [١] لذا اينقدر، سؤال نكنيد، چرا اينقدر، تعقيب مىكنيد اين سؤالات انسان را در زحمت مىاندازد همانطور كه بعضى از امم گذشته [٢] به علّت كثرت سؤال
[١]مراد از كفر، كفر اصطلاحى نيست بلكه مقصود همان كفرى است كه در دنبال آيه مربوط به حج است للّه على النّاس حجّ البيت من استطلاع اليه سبيلا و من كفر فانّ اللّه غنى عن العالمين. «... و فى التهذيب عنه (ع) فى قوله تعالى و من كفر قال يعنى من ترك» ر. ك تفسير صافى ذيل آيه مذكور.
[٢]مانند قوم بنى اسرائيل كه در مورد بقره سؤالات زيادى از حضرت موسى (ع) نمودند و دچار مشكل شدند.