إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٩ - مقام اول دوران امر بين متباينين
الحيض» و احكام مترتّب بر حيض فعليّت ندارد.
«و انه لو علم فعليّته ...».
اگر فعليّت مطلقه تكليفى براى ما اجمالا مشخّص شد و لو به صورت تدريج و تدرّج،- از امور تدريجيّه [١] باشد- در اين صورت، علم اجمالى باعث تنجّز تكليف است و موافقت قطعيّه، واجب و مخالفت قطعيّه آن حرام است.
اشكال: اگر مسئله تدريج و تدرّج به ميان آمد مثلا واجب، يك امر تدريجى بود اين شبيه همان فرض سوّم مىشود كه در مورد زن مستحاضه و مسئله حيض او بيان كرديم و گفتيم، احتياط لازم نيست و تكليف فعليّت مطلقه ندارد.
جواب: همانطورىكه تكليف فعلى، نسبت به امر حالى و فعلى صحيح است تكليف فعلى، نسبت به امر تدريجى و استقبالى هم صحيح است. يعنى گاهى مسئلهاى تدريجى و استقبالى است امّا تكليف و حكمش فعليّت دارد مانند وجوب حج، براى شخص مستطيع كه فعليّت دارد امّا واجب (حج) يك امر استقبالى است.
اينكه بر شخص مستطيع، لازم است قبل از فرا رسيدن موسم حج، مقدّمات سفر را آماده كند لا بد بخاطر اين است كه وجوب حج، فعلى است لكن واجب- حج- يك امر استقبالى و محدود به زمان خاصّى است و واضح است كه مسئله زمان براى حج، شبيه مسئله زمان براى نماز نيست مثلا ساعت ده صبح، نماز ظهر اصلا وجوب ندارد زيرا زمان در وجوب نماز ظهر، دخالت دارد امّا در باب حج، زمان در «وجوب» مدخليّت ندارد بلكه زمان، دخالت در «واجب» دارد بههرحال ممكن
[١]كما لو نذر ان يصوم يوم الجمعة و تردّد بين غده و ما بعده فانّه يعلم اجمالا بوجوب صوم الغد او ما بعده و هما مترتّبان زمانا و لا يقدح ترتّبهما في وجوب الاحتياط، ر. ك حقائق الاصول ٢/ ٢٩٤.