إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٠٨ - اشكالات جريان استصحاب تعليقى
قضيّه متيقّنه ما «العنب اذا غلى يحرم» بود و همين عنب فقط وصفى از آن عوض شده و حالت رطوبتش به يبوست مبدّل گشته لذا شك نمودهايم كه آيا آن حكم تعليقى، بعد از عروض حالت يبوست از بين رفته يا نه، لذا بعد از عروض شك مىگوئيم مانعى از جريان استصحاب تعليقى وجود ندارد و صرف معلّق بودن، مانع جريان استصحاب نمىشود.
اشكالات جريان استصحاب تعليقى
در بحث استصحاب تعليقى، متعرّض سه اشكال مىشويم كه مصنّف فقط دو اشكال را بيان نمودهاند.
امّا اشكالى را كه مصنّف متعرّض آن نشدهاند: ممكن است كسى بگويد عنب و زبيب دو موضوع هستند و تغاير عرفى دارند و قضيّه متيقّنه و مشكوكه در عنب و زبيب متفاوت است يعنى قضيّه متيقّنه «العنب اذا غلى يحرم» امّا قضيّه مشكوكه «الزبيب اذا غلى يحرم» است و عنب و زبيب دو موضوع متغايرند و همين تغاير و تعدّد موضوع، علّت عدم جريان استصحاب تعليقى است.
جواب: صرف وجود دو عنوان- عنب و زبيب- سبب نمىشود كه دو موضوع مطرح باشد بلكه عنب و زبيب، يك حقيقت و يك ماهيّت هستند و فرقشان فقط در وصف و حالت است يعنى عنب داراى حالت رطوبت و زبيب داراى وصف يبوست است مانند رطب و خرما، آيا مىتوانيد بگوئيد رطب و خرما دو حقيقت و دو موضوع است؟
خير، با اينكه داراى دو حالت و دو عنوان هستند درعينحال از نظر عرف، بينشان تغاير نيست پس از اين لحاظ اشكالى در جريان استصحاب تعليقى وجود