إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٤٩ - تنبيه اول در جريان استصحاب يقين و شك فعلى معتبر است
توجّه فرد باشد شخص غافل نه يقين دارد، نه شك و نه ساير اوصافى كه در رديف شك و يقين است.
بنابراين ما از قضيّه «لا تنقض اليقين بالشّك»- دليل حجّيّت استصحاب- استفاده مىكنيم كه حالت توجّه و التفات در جريان استصحاب، دخالت دارد و در مورد فرد غافل، استصحاب جارى نمىشود زيرا او يقين و شكّ فعلى ندارد.
البتّه براى شخص غافل مىتوان يقين و شكّ تقديرى درست كرد، به اين نحو كه:
همان فرد غافل «اگر» حالت توجّه و التفات پيدا كند برايش شك، حاصل مىشود لكن اين مطلب، يك قضيّه شرطيّه و تعليقيّه است كه معلّق عليه آن، حاصل نشده، زيرا در حال غفلت، يقين و شك وجود ندارد و چون يقين و شك، تحقّق ندارد، استصحاب جارى نمىشود زيرا استصحاب در مورد فرد شاك جارى مىشود و در حال غفلت، شكّى تحقّق ندارد تا استصحاب جارى شود.
خلاصه: مصنّف در اين تنبيه درصدد بيان يك اصل هستند و آن عبارت است از:
«اعتبار فعليّة اليقين و الشّك في الاستصحاب».
مصنّف اكنون باتوجّه به اصل مذكور، متذكّر دو فرع مىشوند و نتيجه «اصل» مذكور در اين دو فرع، ظاهر مىشود.
فرع اوّل: فرض كنيد شخصى اوّل صبح يقينا مىدانست كه محدث است سپس حالت غفلت برايش رخ داد و توجّهى به حدث و طهارت برايش پيدا نشد و با همان حال، نماز ظهر را خواند، بعد از اتمام نماز، شكّى بر او عارض شد كه آيا بعد از حدثى كه اوّل صبح، تحقّق داشت، طهارتى بر او عارض شد يا نه، وضوء گرفت يا نه؟