إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٤ - استصحاب نفس زمان
فانقدح بذلك أنّه لا مجال للإشكال في استصحاب مثل الليل أو النّهار و ترتيب ما لهما من الآثار(١).
جريان استصحاب آن [١] تصوّر نمىشود.
استصحاب نفس زمان
(١)- تاكنون بيان كردهايم كه اگر در امور تدريجيّه و غير قارّه، عدم و ركود چشمگير و قابل ملاحظهاى متخلّل نشود، وحدت عرفيّه محفوظ و اتّحاد قضيتين برقرار است
اكنون مصنّف مىفرمايند با توجه به آنچه كه ذكر كرديم براى شما روشن شد كه:
١اصلا اشكالى در جريان استصحاب در نفس «زمان» مانند ليل، نهار، شهر و اسبوع وجود ندارد.
مثلا ليل عبارت است از «كون الشّمس تحت الارض بين المغرب و المشرق و النّهار عبارة عن كونها على وجه الارض بين المشرق و المغرب» [٢] بنابراين وقتى در بقاء ليل و نهار شك نمائيم، در واقع، مرجع شكّ ما در اين است كه آيا خورشيد به منتهى رسيده است يا نه، در اين صورت مىتوان عدم وصول خورشيد به منتها را استصحاب نمود و گفت هنوز نهار باقى است و يا اينكه هنوز ليل ادامه دارد.
لازم به تذكّر است كه در مواردى مىتوان نفس «زمان» و ليل و نهار را استصحاب نمود كه داراى اثر شرعى باشند. مثلا كسى نذر كرده است كه اگر نهار و روز پايان نپذيرفته باشد ده درهم صدقه مىدهم و يا به زيارت فلان امام (ع) مىروم در اين صورت با شك در بقاء نهار مىتوان بقاء آن را استصحاب نمود و ...
[١]و امثال آن.
[٢]ر. ك عناية الاصول ٥/ ١٤٣.