إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩٣ - استصحاب فعل مقيد به زمان
يقين به تعدّد مطلوب زيرا اگر يقين به تعدّد مطلوب داشته باشيم كه در بقاء حكم، شك نمىكنيم بلكه يقين به بقاء حكم، پيدا مىكنيم، خلاصه اينكه، چون احتمال تعدّد مطلوب مىدهيم به دنبال آن، احتمال مىدهيم كه بعد از انقضاء زمان اوّل، حكم آن فعل مقيّد به زمان باقى باشد كه مثال آن را بهزودى ذكر مىكنيم.
ب: يقين داريم كه مولا تعدّد مطلوب نداشته و اصل المطلوب و كمال المطلوب مطرح نبوده امّا درعينحال، احتمال مىدهيم آن حكم، باقى باشد و منشأ آن عبارتست از اينكه:
احتمال مىدهيم بعد از انقضاء زمان خاص، ملاك ديگرى براى بقاء حكم، وجود داشته باشد بهعبارت ديگر، آن حكم در زمان اوّل، طبق يك ملاك، ثابت و مستقر بوده كه آن ملاك از بين رفته و در زمانى ثانى روى ملاك و جهت ديگر، آن حكم ثابت است در نتيجه وقتى براى حكم، احتمال وجود ملاك ديگرى مىدهيم، در بقاء حكم، شك مىنمائيم درحالىكه آن زمان خاص- زمان اوّل- هم قطعا منقضى شده است.
سؤال: آيا در دو مثال و دو فرض مذكور- الف و ب- استصحاب بقاء حكم، جارى مىشود يا نه؟
جواب: مصنّف در آن، تفصيل قائل شدهاند.
بيان ذلك: بايد بررسى كرد و ديد كه آن زمانى كه در دليل، اخذ شده و اكنون منقضى شده است به چه نحوى در دليل شرعى اعتبار شده.
١گاهى زمان را بهعنوان قيد موضوع و قيد مقوّم مأمور به، لحاظ مىكنند به نحوى كه وقتى مولا مىخواهد ماهيّت مأمور به را تصوّر كند، بين تمام خصوصيّات دخيله در مأمور به، زمان را هم جزء آن خصوصيّات مقوّم مأمور به اخذ مىكند.