إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٩٤ - استدلال به روايت خصال
مذكور، مربوط به استصحاب نمىباشد بلكه مربوط به قاعده يقين [١] است.
همانطور كه مىدانيد در قاعده يقين، زمان حصول دو وصف يقين و شك مختلف است يعنى زمان يقين بر زمان شك مقدّم است و آن دو وصف در يك زمان جمع نمىشوند بهخلاف استصحاب كه زمان دو موصوف- متيقّن و مشكوك- مختلف است امّا زمان حصول يقين و شك لازم نيست مختلف باشند در استصحاب يقين و شك در زمان لاحق، هر دو وجود دارند مثلا فردى اوّل صبح مىداند كه لباسش پاك است ولى هنگام ظهر، شك در بقاء طهارت مىكند در نتيجه او اوّل ظهر هم يقين دارد كه لباسش پاك بوده و هم در طهارت فعلى لباس، شك دارد و گاهى از اوقات اصلا يقين و شك در يك زمان، حاصل مىشوند- نه اينكه قبلا يقين به طهارت داشته و سپس در طهارت شك نموده-
مثال: ممكن است كسى در يكلحظه به لباس خود توجّه كند، و يقين نمايد كه اوّل صبح، لباسش پاك بوده است و در همان لحظه در بقاء طهارت، شك كند كه در اين فرض، يقين و شك در يك زمان، تحقّق پيدا مىكنند، خلاصه در استصحاب، يقين و شك در زمان لاحق، محقّق است امّا در قاعده يقين، زمان حصول يقين بر
[١]هو الحكم بوجود الشّىء و ترتيب آثار وجوده اذا حصل الشّك في الوجود بعد العلم به بان شكّ في كون علمه مطابقا للواقع او مخالفا له فللقاعدة موضوع و محمول، موضوعها الشّك السّارى في وجود ما تيقّن به و محمولها الحكم بالوجود بمعنى ترتيب آثاره فاذا علمنا بعدالة زيد يوم الخميس فصلّينا مؤتمين به صلاة ثم شككنا في يوم الجمعة في عدالته في ذلك اليوم و فسقه، حكمنا بعدالته في ذلك اليوم و صحّه تلك الصّلاة و يتحقّق موضوعها بامور ثلاثة:
تقدّم زمان اليقين على زمان الشّك، و عدم اجتماع الوصفين في وقت واحد و وحدة المتعلّق حتّى بلحاظ الزّمان كالعدالة المقيّدة بيوم الخميس، ثم انّ في حجّيّة هذه القاعدة مطلقا او حجّيّتها في الجملة او عدم حجّيّتها مطلقا وجوه بل اقوال ... ر. ك اصطلاحات الاصول ٢١٧.