إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٢ - بعضى براى اثبات وجوب بقيه عمل به سه روايت تمسك نمودهاند
كيفيّت استدلال: طبق اين روايت، پيامبر گرامى «صلّى اللّه عليه و آله» فرمودند زمانى كه درباره چيزى به شما دستورى دادم شما هر مقدار از آن چيز را كه مىتوانيد، اتيان كنيد و انجام دهيد و ...
سؤال: مراد از كلمه «من» در روايت مذكور چيست؟
«من» در روايت مذكور براى تبعيض استعمال شده است و گويا رسول اللّه «ص» چنين فرمودهاند: اگر در مورد شىء و مركّبى- كه داراى اجزائى است- دستورى به شما دادم هر مقدار از آن مركّب- از آن اجزاء- را كه مىتوانيد و قدرت بر انجامش را داريد اتيان نمائيد و آن جزئى كه تحت قدرت شما نيست- جزء غير مقدور- مانعى براى تركش وجود ندارد، بنابراين كلمه «من» براى تبعيض است و مرجع ضمير «منه» كلمه «شىء» مىباشد و آن شىء بايد مركّب و داراى اجزائى باشد تا كلمه «من» بتواند براى تبعيض استعمال شده باشد.
لذا در محلّ بحث مىگوئيم نسبت به اتيان جزئى مانند سوره، عاجز هستيم امّا بقيّه عمل و ساير اجزاء- مانند نماز بدون سوره- تحت قدرت ما هست و بايد عمل را فاقدا عن الجزء اتيان نمائيم.
تذكّر: با توجّه به كلمه «من» تبعيضيّه، اين روايت در باب تعذّر جزء مىتواند محلّ بحث و استدلال واقع شود نه تعذّر شرط.
آيا كلمه «من» مىتواند براى تبيين باشد- «من» بيانيّه-
اگر كلمه «من» بيانيّه باشد ارتباطى به محلّ بحث ما ندارد زيرا معنى حديث چنين مىشود «اذا امرتكم بشىء فأتوا منه اى فأتوه ما استطعتم» يعنى اگر نسبت به مأمور به قدرت داريد، آن را اتيان نمائيد و اگر قدرت نداريد، اتيان نكنيد و مانعى از تركش وجود ندارد در اين صورت دليلى نداريم كه آن شىء- مأمور به- بايد مركّب و