إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠ - تنبيه چهارم احكام ملاقى با بعضى از اطراف علم اجمالى
است كه از هر دو طرف آن بايد اجتناب نمود. بعد از تحقّق و تنجّز علم اجمالى، شىء سوّمى مثلا دستى كه رطوبت دارد با يكى از دو طرف آن فرش، ملاقات نمود و اكنون ما احتمال مىدهيم كه دست مرطوب- ملاقى- با همان گوشهاى ملاقات كرده كه نجس بوده است و در نتيجه اگر واقعا دست ما با همان گوشه نجس، ملاقات كرده باشد الآن دست ما هم نجس است؟ يا اينكه نه ملاقى نجس نشده است؟
مصنّف مىفرمايند در فرض مذكور كه اوّل علم اجمالى محقّق و منجّز شد و اثر- وجوب اجتناب- بخشيد و بعد ملاقات حاصل شد، لازم نيست كه از ملاقى- دست مرطوب- كه با يكى از دو طرف علم اجمالى، ملاقات نموده، اجتناب نمائيم.
سؤال: چرا لازم نيست از ملاقى اجتناب نمائيم؟
جواب: در فرض مسئله، اوّل علم اجمالى محقّق شد، لازمه آن اجتناب از دو طرف شبهه بود امّا بعدا كه ملاقات محقّق شد، دليلى ندارد كه از ملاقى هم بايد اجتناب نمود، بلكه با اجتناب از همان اطراف علم اجمالى، يقين پيدا مىشود از نجس معلوم بالاجمال، اجتناب شده است و لو اينكه از ملاقى هم اجتناب نشود.
به عبارت ديگر، شارع مقدّس در مورد بعضى از اشياء، حكم به نجاست كرده است يعنى دليل مستقل بر نجاست اشيائى قائم شده است، «الدّم نجس»، «العذرة نجس» و غير ذلك و از طرفى هم دليل مستقل داريم كه مثلا «الملاقي مع النّجس متنجّس» به نحوى كه اگر اين دليل دوّم نبود، نمىتوانستيم، حكم نمائيم كه ملاقات موجب سرايت است يعنى دليل نجاست دم نمىگويد كه ملاقات، سبب نجاست است بلكه دليل مستقلّ ديگرى مىگويد «الملاقاة مع النّجاسة موجب للتنجيس» امّا آيا دليلى هم داريم كه بگويد الملاقي مع المشتبه بالنّجس، نجس؟ خير و در فرض مسئله، ما شك داريم كه ملاقى- دست مرطوب- با نجاست برخورد كرده است يا نه