إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٢ - بيان شيخ اعظم ره
مىكنيم كه:
اينكه روايات مىگويند «لا تنقض اليقين بالشّك» آيا حقيقتا يقين، نقض شده است كه روايات مىگويند يقين را با شك نقض نكنيد، مثلا من ديروز يقين به عدالت زيد داشتم ولى امروز نمىدانم كه عمل خلافى از او سرزده است يا نه، لذا اكنون در عدالت زيد، شك دارم و روايات باب مىگويند «لا تنقض اليقين بالشّك» درحالىكه يقين قبلى من نسبت به عدالت زيد از بين نرفته، بلكه هنوز هم مىدانم كه ديروز زيد، عادل بوده امّا اكنون شك در بقاء عدالت او دارم بهعبارت ديگر در مثال مذكور دو زمان مطرح است، يقين به عدالت «ديروز» زيد و شك در عدالت «امروز» زيد، و به تعبير ديگر در استصحاب در زمان شك، يقين به ثبوت قبلى باقى است ولى شك در بقاء داريم بنابراين چون حقيقتا يقين ما نقض نشده [١] لذا مىگوئيم اسناد نقض به يقين به اعتبار متيقّن است، اكنون كه بنا شد اسناد به اعتبار متيقّن باشد:
سؤال: آيا اسناد نقض به اعتبار متيقّن، صحيح است؟
جواب: اگر استعداد بقاء در متيقّن نباشد، همانطور كه اسناد نقض به نفس «يقين» حقيقتا درست نبود، اسناد نقض به يقين به اعتبار متيقّنى هم كه اقتضاء بقاء ندارد، صحيح نيست- مجازا-
مثلا يك ساعت قبل، چراغى روشن شده و اكنون در بقاء اشتعال، شك دارم و
[١]آرى، اگر ديروز يقين به عدالت زيد داشتم و امروز شك در يقين قبلى نمايم در اين صورت مىگوئيم يقين قبلى نقض شده است كه در اين مورد مىتوان قاعده يقين را جارى نمود امّا در باب استصحاب يقين قبلى نقض نشده،- در قاعده يقين، متعلّق شك و يقين متّحد است بهخلاف استصحاب كه در آينده تفصيلا درباره آن بحث مىكنيم-