إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦٥ - برائت عقلى در اقل و اكثر ارتباطى جارى نمىشود
است و احراز غرض مولا نمىشود مگر در صورتى كه اكثر را اتيان نمائيم يعنى اگر نماز را با ده جزء بخوانيم يقين حاصل مىنمائيم كه هدف مولا از امر به نماز محقّق شده است به خلاف اينكه نماز را با نه جزء بخوانيم و در بحث واجب تعبّدى گفتيم:
عقل، حكم مىكند كه در اطاعت امر مولا بايد با غرض مولا موافقت نمود و مىدانيم كه اطاعت امر مولا و موافقت با امر او حاصل نمىشود مگر اينكه احراز نمائيم هدف مولا از «امر» حاصل شده است و اين در صورتى است كه ما اكثر را اتيان كنيم.
اينكه گفتيم تحصيل غرض مولا احراز نمىشود مگر با اتيان اكثر، طبق مذهب مشهور از عدليّه است كه مىگويند او امر و نواهى تابع مصالح و مفاسدى هستند كه در متعلّقاتشان هست يعنى تابع مصلحت و مفسدهاى هستند كه در مأمور به و منهى عنه [١] وجود دارد و همچنين واجبات شرعيّه الطافى در واجبات عقليّه هستند و به قول مرحوم مشكينى واجبات شرعيّه مقرّباتى در واجبات عقليّه مىباشند.
بهعبارت ديگر واجبات شرعيّه، مقرّبات انسان، نسبت به اطاعت مولا هستند مثلا امر به معروف، مقرّب عبد، نسبت به اطاعت مولا است و نهى از منكر مبعّد انسان از معصيت خداوند متعال است. كانّ مىخواهند بگويند توهّم نكنيد كه واجبات و محرّمات شرعيّه، دستورات خشكى هستند، واجبات شرعيّه، انسان را به اطاعت و معرفت پروردگار، نزديك و از مخالفت و عصيان بارىتعالى دور مىكنند و اين تقريبا همان مصلحت ملزمهاى است كه در واجبات، وجود دارد و مفسده لازم الاجتنابى است كه در محرّمات محقّق است.
[١]نه در نفس «امر و نهى».