إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨٠ - صحيحه دوم زراره
يقين من طهارتك فشككت فليس ينبغى لك ان تنقض اليقين بالشّك ابدا» كانّ امام (ع) در پاسخ زراره صغرا و كبرائى ترتيب دادند، اكنون سؤال ما اين است كه:
نتيجه قضيّه مذكور چيست؟
جواب: امام (ع) به زراره فرمودند تو به طهارت لباس خود يقين داشتى و در بقاء آن شك نمودى و نبايد يقين به طهارت را بهوسيله شك، نقض كنى يعنى اكنون تو طاهر هستى نه اينكه تو الآن محرز طهارت هستى بهعبارت ديگر نتيجه اجراى استصحاب، خود طهارت است و نتيجه صغرا و كبراى مذكور، اين است كه «انت طاهر» و امام (ع) «انت طاهر» را علّت عدم لزوم اعاده، قرار دادند نه اينكه چون تو محرز طهارت هستى پس لزومى ندارد كه نمازت را اعاده كنى.
بهعبارت ديگر: مكلّف، بهوسيله استصحاب، طهارت را احراز مىكند لكن نتيجه صغرا و كبرا احراز طهارت نيست بلكه نتيجه آن، حكم مستصحب است، وقتى كه قضيّه متيقّنه و مشكوكه شما واحد است و مىگوئيد نبايد يقين بهوسيله شك نقض شود، نتيجهاش اين است كه همان متيقّن، اكنون محكوم به بقاء است- متيقّن شما طهارت است- پس نتيجهاش هم اين است كه «فانت طاهر» اگر بيان شما- مصنّف- درست باشد، بايد امام (ع) فرموده باشند «لانّك احرزت الطّهارة» و طورى صغرا و كبرا را تشكيل داده باشند كه نتيجهاش احراز طهارت باشد- نه اينكه نتيجه آن نفس طهارت باشد- درحالىكه وقتى انسان، ظاهر روايت را ملاحظه مىكند، مىبيند كه: روايت مىگويد تو يقين به طهارت داشتى و نبايد آن را بهوسيله شك، نقض كنى و نتيجهاش اين است كه «انت طاهر» يعنى امام (ع) علّت عدم لزوم اعاده را «طهارت» قرار دادهاند نه احراز طهارت و شما- مصنّف- چگونه اشكال مذكور را حل مىكنيد؟