إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٣ - بررسى هيئت تركيبيه قاعده«لا ضرر و لا ضرار»
حقيقت گاهى واقعى است و زمانى ادّعائى [١].
نفى حقيقى: گاهى «لاى» نافيه حقيقة از مدخول خود نفى حقيقت مىكند مانند مثال مذكور.
نفى ادّعائى: گاهى همچون متكلّم در چيزى يا كسى آثار و صفات مطلوب خود را نمىبيند از آن چيز، نفى حقيقت مىكند لكن نفى حقيقت، ادّعائى است نه حقيقة، مانند كلام حضرت على «عليه السّلام»: يا اشباه الرّجال و «لا رجال» حلوم الاطفال و عقول ربّات الحجال لوددت انّى لم اركم [٢] ...
در اين جمله، نفى حقيقت «رجوليّت»، به نحو حقيقى نيست بلكه ادّعاء نفى حقيقت شده، وقتى حضرت، مردم را به جهاد فرامىخوانند و آنها از جهاد، سر بازمىزنند و در نتيجه، آثار مردانگى و شجاعت و ... در آنها ديده نمىشود، چنين خطابى براى توبيخ، متوجّه آنها مىشود و يا مانند اين مثال: «لا صلاة لجار المسجد الا في المسجد [٣]»، نمازى براى همسايه مسجد نيست، جز در مسجد، يعنى ادّعاء از آن نماز، نفى حقيقت شده نه اينكه نمازش كامل يا صحيح نيست زيرا اين توجيهات خلاف ظاهر است. در مثال مذكور و اشباه آن، نفى حقيقت به نحو ادّعاء است نه حقيقت، و مجوّزش اين است كه آثار و صفات مطلوب در مدخول «لا» وجود ندارد و مقتضاى بلاغت كلام هم همين است مثلا اگر حضرت على «عليه السّلام» به جاى آن جمله، چنين مىفرمودند: [يا اشباه الرّجال «ليس فيكم صفة الرّجال» يا «ليس فيكم آثار الرّجال»] كلام بليغى نبود و چندان توبيخى هم نسبت به آنها ننموده بود. و
[١]كناية.
[٢]نهج البلاغة خطبه ٢٧.
[٣]دعائم الاسلام ١: ١٤٨.