إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨ - مقام اول دوران امر بين متباينين
نفس و رفع عطش اضطرار پيدا كرديم كه يكى از آن دو استفاده كنيم در اين صورت علم اجمالى فعليّت مطلقه پيدا نمىكند.
مثال ديگر براى اضطرار به احدهما المعيّن: علم اجمالى داريم كه يا ظرف «الف» كه محتوى آب است نجس است و يا ظرف «ب» كه محتوى ماء العنب است نجس شده است و ما اضطرار پيدا كرديم كه آب انگور را بعنوان دارو و علاج بيمارى شرب نمائيم در اين صورت هم علم اجمالى فعليّت مطلقه پيدا نمىكند.
٣اگر تكليف به موضوعى تعلّق گرفته است كه يقين داريم فعلا آن موضوع تحقّق ندارد امّا اجمالا مىدانيم كه آن موضوع در ضمن يك ماه محقّق مىشود در اين صورت هم علم اجمالى فعليّت مطلقه پيدا نمىكند تا در نتيجه احتياط لازم باشد.
مثال: زنى در طول يك ماه، گرفتار استحاضه است و يقين دارد از ميان سى روز چند روزش ارتباط به حيض دارد و استحاضه نيست لكن نمىداند آن چند روز متعلّق به حيض چه روزهايى است بنابراين:
آن زن در طول يك ماه علم اجمالى به وجود حيض دارد. در اين فرض مىگوئيم اين تكليف فعليّت مطلقه ندارد زيرا موضوعى كه تكليف، تعلّق به آن دارد الآن مشخّص نيست، بايد «عنوان الحيض» و «عنوان الحائض» تحقّق داشته باشد تا تكليف، تحقّق پيدا كند قبل الحيض كه نمىشود تكليف متعلّق به حيض، فعليّت داشته باشد چون فعليّت احكامى كه مترتّب بر حيض شده، در صورتى است كه موضوع، محقّق باشد، اكنون موضوع مشخّص نيست، روز دوّم، روز سوّم، روز دهم موضوع، مشخّص نيست بنابراين آن زن، علم اجمالى به يك تكليف فعلى مطلقه در مورد خودش پيدا نمىكند و هرروزى را كه او ملاحظه كند احتمال مىدهد كه آن روز، عنوان حيض، تحقّق نداشته باشد و اگر عنوان حيض، محقّق نباشد «حكم