إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٣ - بعضى براى اثبات وجوب بقيه عمل به سه روايت تمسك نمودهاند
داراى اجزاء باشد لذا طبق اين معنا، روايت شاهدى براى محلّ بحث ما نيست.
آيا كلمه «من» مىتواند به معنى «باء» تعديه باشد [١]؟
خير، اگر كلمه «من» بهمعناى «باء» تعديه باشد باز هم شاهدى براى بحث ما نمىباشد و معنى روايت چنين مىشود «اذا امرتكم بشىء فأتوا منه اى فأتوا به- بتمامه-».
خلاصه: استدلال به روايت در صورتى است كه «من» براى تبعيض باشد- نه براى تبيين و تعديه- و از راه تبعيض ثابت كنيم كه مرجع ضمير «منه» شىء است و آن شىء بايد مركّب و داراى اجزاء باشد و اگر مىتوانيم تمام آن مركّب را اتيان كنيم و چنانچه قدرت بر اتيان تمام اجزاء نداريم همان مقدار از آن مركّب را كه قدرت بر اتيانش داريم بايد انجام دهيم.
آيا استدلال به روايت مذكور صحيح است يا نه؟
مصنّف مىفرمايند، مىپذيريم كه ظهور كلمه «من» براى تبعيض است امّا دو نوع تبعيض داريم.
١تبعيض به لحاظ اجزاء مأمور به ٢- تبعيض به لحاظ افراد مأمور به.
معانى تبعيض به لحاظ اجزاء مأمور به را اتيان كرديم امّا معناى تبعيض به لحاظ افراد مأمور به: كأنّ رسول اللّه «ص» طبق اين روايت فرمودهاند كه: اذا امرتكم بشىء- بطبيعة- ذات افراد فأتوا منه يعنى زمانى كه درباره چيزى و طبيعتى كه داراى افرادى هست فرمانى به شما دادم هر مقدار از آن افراد را كه قدرت بر اتيانش داريد انجام دهيد و نسبت به افرادى كه قدرت و تمكّن بر اتيان آن نداريد مانعى از تركش
[١]نه «باء» تبعيض مانند فامسحوا برءوسكم.