إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٤٠ - آيا استصحاب مثبت حجت است يا نه اصل مثبت حجيت دارد يا نه
يترتّب عليه ما كان مترتّبا عليها، لعدم إحرازها حقيقة و لا تعبّدا، و لا يكون تنزيله بلحاظه، بخلاف ما لو كان تنزيله بلوازمه، أو بلحاظ ما يعمّ آثارها، فإنّه يترتّب باستصحابه ما كان بوساطتها و التّحقيق [١] أنّ الأخبار إنما تدلّ على التّعبّد بما كان على يقين منه فشكّ، بلحاظ ما لنفسه من آثاره و أحكامه، و لا دلالة لها بوجه على تنزيله بلوازمه التي لا يكون كذلك [٢]، كما هي محل ثمرة الخلاف، و لا على تنزيله بلحاظ ما له مطلقا و لو بالواسطة، فإنّ المتيقّن إنّما هو لحاظ آثار نفسه، و أمّا آثار لوازمه فلا دلالة هناك على لحاظها أصلا، و ما لم يثبت لحاظها بوجه أيضا لما كان وجه لترتيبها عليه باستصحابه، كما لا يخفى(١).
خلاصه: در اصل مثبت اينگونه آثار و لوازم عادى و عقلى مطرح است كه آيا با اجراى استصحاب مىتوان آنها را ثابت نمود يا نه- مستقيما اثر شرعى بر موضوع و مستصحب مترتّب نشده، بهنحوىكه مشروحا توضيح داديم-
و آيا از ادلّه حجّيّت استصحاب مىتوان اين مطلب را استفاده نمود و گفت اصل مثبت هم حجّيّت دارد يا اينكه در استصحاب فقط آثار شرعى و عقلى كه بر نفس مستصحب- بدون واسطه- مترتّب مىشود، حجّيّت دارد.
(١)اكنون كه در بحث اصل مثبت، محلّ نزاع، مشخّص شد، بايد بررسى كنيم كه آيا اصل مثبت، حجّيّت دارد يا نه. ضمنا در توضيح متن كتاب، ترتيب را رعايت نمىكنيم.
لازم به تذكّر است كه عبارات متن از مطالب آن دقيقتر است لذا در بعضى از موارد، توضيحاتى درباره متن و جملات آوردهايم.
[١]مصنّف درصدد تأييد و تعيين احتمال اوّل و ردّ دو احتمال ديگر است.
[٢]اى متيقّنة سابقا.