إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣٨ - آيا استصحاب مثبت حجت است يا نه اصل مثبت حجيت دارد يا نه
استصحاب چه خواهد بود.
اينكه شنيدهايد با اجراى استصحاب نمىتوان لوازم عقلى و عادى را ثابت نمود اين است كه:
اگر موضوعى را استصحاب كنيم و آن موضوع مستقيما داراى اثر شرعى باشد، در اين صورت مسلّما با اجراى استصحاب بايد آن اثر شرعى را بر مستصحب، مترتّب نمود مانند استصحاب عدالت زيد كه اثر شرعى آن جواز اقتداء به او است و يا استصحاب حيات زيد كه از جمله اثرات آن، حرمت تقسيم اموالش و حرمت تزويج زوجهاش مىباشد.
امّا گاهى موضوعى را كه استصحاب مىكنيم مستقيما داراى اثر شرعى نيست بلكه داراى يك لازم عادى است [١] كه اگر آن لازم عادى ثابت شود، داراى يك اثر شرعى است يعنى اثر شرعى، مع الواسطه، اثر موضوع و مستصحب است.
فرض مذكور از جمله فروضى است كه محلّ بحث ما هست و بايد بررسى كرد كه آيا استصحاب مىتواند آن لازم عادى را ثابت نمايد و آيا استصحاب مىتواند اثر شرعى مترتّب بر لازم عادى را ثابت كند يا نه؟
مثلا نبات لحيه، لازمه حيات كودكى است كه مدّت بيست سال از نظر غائب شده، حال اگر ما بعد از گذشت بيست سال نسبت به او استصحاب حيات، جارى نموديم، آيا مىتوانيم بگوئيم پس او داراى لحيه هم هست و چون پدرش نذر كرده كه «اگر فرزندم داراى لحيه شود، صد درهم صدقه مىدهم» پس بايد به نذر خود عمل كند؟
[١]يعنى عادة لازم موضوع است امّا از نظر عقل، لازم موضوع نيست.