قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٣٣ - آيا مىتوان از اين قاعده به اصل حركت در جوهر راه يافت؟
ذات با آنچه آن را عرضى مىخوانند به اثبات رسيد، اتحاد امر عرضى با موضوع خود نيز بدون هيچگونه ترديد به اثبات خواهد رسيد؛ زيرا وجود حمل بدون نوعى اتحاد امكانپذير نيست.
هنگامى كه همۀ اين مقدمات اثبات شود اصل حركت در جوهر نيز غير قابل انكار خواهد بود؛ زيرا، باتوجه به آنچه در اين مقدمات گذشت، به روشنى معلوم مىشود هرگونه حركت و تغيير در هريك از مقولههاى عرض عبارت است از حركت و تغيير در آنچه آن را عرضى مىخوانند. هرگونه حركت و تغيير در يك امر عرضى نيز به حكم اتحاد با موضوع جوهرى خود، ناچار بايد در موضوع جوهرى تحقق يابد. نتيجۀ اين مقدمات آن است كه هر گونه حركت و تغيير در هريك از اعراض، ناچار به معنى حركت و تغيير در جوهر آن باشد؛ زيرا همانگونه كه گذشت هريك از مقولههاى عرضى با آنچه آن را عرضى مىخوانند متحد است. آنچه آن را عرضى مىخوانند نيز به حكم حمل بر جوهر با موضوع جوهرى خود متحد خواهد بود. به اين ترتيب مىتوان گفت حركت در عرض، حركت در چيزى است كه آن را يك امر عرضى مى- خوانند؛ و حركت در يك امر عرضى نيز بدون حركت در جوهر امكانپذير نمىباشد.
حاج ملا هادى سبزوارى براى اثبات حركت در جوهر جهان، به اين قاعده استدلال كرده و گفته است:
ثم اتحاد العرضى بالعرض الا فى الأعتبار مثبت الغرض ٦
او يكى از راههاى اثبات مقصود و غرض خود را، كه همانا حركت در جوهر جهان است، مسئلۀ اتحاد عرض با آنچه آن را عرضى مىخوانند مىداند. اين برهان را مىتوان يكى از سادهترين، و شايد استوارترين، براهين جهت اثبات حركت در جوهر بهشمار آورد.
٦ -همان كتاب. ص ٦.