قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٣٢ - آيا مىتوان از اين قاعده به اصل حركت در جوهر راه يافت؟
است كه در فلسفۀ ارسطو مقولۀ كيف، تحت عنوان متكيف؛ و مقولۀ كم، تحت عنوان متكمم مورد بررسى قرار گرفته است. مقولات اضافى يا اعراض نسبيه نيز تحت عنوان مضاف مورد رسيدگى واقع شده است. اگر اين مسئله به همين ترتيب كه ذكر شد در فلسفۀ ارسطو مورد بررسى واقع شده باشد، ناچار بايد گفت در نظر ارسطو مشتق و مبدأ اشتقاق متحد مىنمودهاند.
حاج ملا هادى سبزوارى منسوب كردن اين مسئله را به ارسطو به عنوان يك قول تأييد نشده در كتاب خويش آورده و گفته است: «ربما يقال ان المعلم الأول و مترجمين كلامه عبر و اعن المقولات بالمشتقات و مثلوا بها و لو لا الأتحاد لم يصح ذلك التعبير.» ٥
آيا مىتوان از اين قاعده به اصل حركت در جوهر راه يافت؟
همانگونه كه در آغاز اين مبحث ذكر شد مسئلۀ اتحاد ميان عرض و آنچه آن را عرضى مىخوانند، مسئلهاى است كه مىتواند در حل بسيارى از مشكلات مؤثر واقع شود. آنچه مىتواند راه حمل شدن هريك از اعراض را بر جوهر هموار سازد، چيزى جز اين نيست كه عرض با آنچه آن را عرضى مىخوانند متحد مىباشد. اين مسئله نيز بسيار روشن است كه آنچه آن را عرضى مىخوانند از جهت اينكه لا بشرط از حمل اعتبار مىگردد، ناچار با موضوع خود متحد خواهد بود. به اين ترتيب است كه مىتوان ادعا كرد هر يك از اعراض مىتوانند بر موضوع خود حمل گردند. وقتى حمل هريك از اعراض بر جوهر امكانپذير گردد، راه اثبات اصل حركت در جوهر جهان نيز امكانپذير مىگردد؛ زيرا وجود حركت در برخى از مقولات عرضى بديهى و انكارناپذير است. وجود حركت حد اقل در چهار مقولۀ كم و كيف و اين و متى به هيچوجه قابل انكار نيست. اتحاد هريك از اين چهار مقوله را نيز با آنچه آن را عرضى مىخوانند به مقتضاى قاعدۀ مورد بحث نمىتوان مورد ترديد قرار داد. هنگامى كه اتحاد هريك از اعراض در مقام
٥ -همان كتاب. ص ٢٤٤.